منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٩
پيراسته باشد و اين انتقاد را با جمله زير و اشباه آن بيان مى كردند.
(...ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَيَمْشِى فِى الأَسْواقِ...) .[١]
قرآن مجيد در سوره فرقان و نيز در آغاز آيه مورد بحث، به اين انتقاد پاسخ مى دهد كه اين پيامبر با پيامبران پيشين از اين جهت ها يكسان است زيرا آنان نيز غذا مى خوردند و با مردم معاشرت داشتند و در اين صورت كار اين پيامبر نوظهور و بى سابقه نيست چنان كه مى فرمايد:
(قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ...) .
«من در اين كارها بر خلاف روش پيامبران پيشين نيستم».
و در سوره فرقان مى فرمايد:
(وَما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلينَ إِلاّانَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَوَيَمْشُونَ فِى الأَسْواقِ...).[٢]
«پيامبرانى كه پيش از تو فرستاديم همگى (مانند تو) غذا مى خوردند و در بازار آمد و شد داشتند».
از نخستين جمله آيه مورد بحث، و نيز از آيه سوره فرقان بر مى آيد كه مشركين از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) انتظار مافوق بشرى داشتند به اين معنى كه مقام نبوت را با غذا خوردن وراه رفتن در بازار سازگار نمى دانستند.
و به دنبال اين انتظار باز انتظار داشتند كه پيامبر داراى قدرت خاص و مافوق بشرى باشد و ذاتاً و بدون تعليم و وحى الهى از غيب آگاه باشد و از پنهانى ها خبر دهد و يا علم غيب به او تفويض شده باشد.
[١] فرقان/٧.
[٢] فرقان/٢٠.