منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٧
أَنْتَ عَلاّمُ الْغُيُوبِ) .[١]
«روزى كه خداوند پيامبران را گرد مى آورد و مى گويد: مردم به شما چه گفتند؟ مى گويند: آگاهى نداريم (آگاهى براى ما نيست) تويى داناى غيب ها».
٨. (ما كانَ لِىَ مِنْ عِلْم بِالْمَلإِ الأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ* إِنْ يُوحى إِلَىَّ إِلاّ أَنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ).[٢]
«من از مناقشه بزرگان (جهان) بالا (فرشتگان) آگاه نبودم وحيى كه به من مى شود جز اين نيست كه من بيم رسان آشكارى هستم».
اينك سؤال را تكرار مى كنيم:
آيا آگاهى رسول گرامى اسلام از غيب كه از آيات قرآن مجيد و روايات متواتر استفاده مى شود با اين هشت آيه كه آگاهى آن حضرت را از غيب نفى مى كند چگونه بايد توجيه گردد؟
پاسخ
گاهى ديده مى شود كه برخى از نويسندگان پيش داور، از آياتى كه دلالت بر آگاهى از غيب پيامبران و پيامبر گرامى اسلام دارد(اين آيات در بخش ششم آورده شد) چشم پوشيده و چند آيه اى را كه در بالا ذكر شد دليل اين مى گيرند كه رسول گرامى اسلام به هيچ وجه از غيب آگاه نبوده است.
استدلال كنندگان به اين آيات، چون در مفاد آيات و هدف آنها، دقت كافى نكرده اند نتيجه اى مخالف با خود قرآن مجيد گرفته اند امّا اگر تعصب را
[١] مائده/١٠٩.
[٢] ص/٦٩ـ ٧٠.