لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧١ - زمانى كه مىشود حيوان را زد
آب مىدهند در حالت خوردن جو و بعد از آن به اندك زمانى و اگر دو سه ساعت گذشته باشد و آب بدهند ادخال مىشود و جو را هضم نكرده دفع مىكند و آب نمىدهند تا دو سه ساعت از روز بگذرد و ديگر آب نمىدهند تا وقت جو و تازيانه، و چوب بر روى چهار پا نزنند زيرا كه هر رويى تسبيحى يا تحميد حق سبحانه و تعالى مىكند، و داغ بطريق اولى كه نمىتوان كرد يعنى مكروه است زدن و داغ كردن.
چنانكه در حديث كالصحيح على بن جعفر وارد است كه گفت برادرم صلوات اللَّه عليه فرمودند كه باكى نيست زدن و داغ كردن بر روى حيوانات، و احاديث بسيار در نهى از هر دو وارد شده است و حكمت نزدن مخفى است زيرا كه هر ذره از ذرات به تسبيح و تحميد الهى مشغولند اگر چه ممكن است كه تسبيح رو بيشتر باشد يا حيوان بسيار متضرر شود، و ممكن است كه ضمير راجع به حيوانات باشد كه هر حيوانى به تسبيح و تحميد مشغولند پس رعايت ايشان بايد كرد و بسيار ضرر به ايشان نبايد رسانيد و اللَّه تعالى يعلم، و نايستند بر بالاى حيوان يعنى باز ندارند كه بر پشت ايشان صحبت دارند مگر در حالت جهاد كه ضرور است بلكه راه روند يا به زير آيند و صحبت بدارند، ديگر آن كه آن مقدار بار بر او نكنند كه طاقت حمل نداشته باشد و اين معنى را و اهل عرف بيشتر مىدانند كه به تجربه يافته باشند و هم چنين آن مقدار راه كه تواند رفت بروند چنانكه متعارفست هشت فرسخ شرعى مگر با ضرورت
[زمانى كه مىشود حيوان را زد]
(و سال رجل ابا عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه متى اضرب دابّتى تحتى قال اذا لم تمش تحتك كمشيها إلى مذودها)
كالصحيح منقولست كه شخصى از حضرت امام جعفر صادق