لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٣ - حجاج و خراب كعبه
گريخت و به هر كه مىرسيد اين حكايت را مىكرد تا به نزد نجاشى رسيد و حكايت كرد نجاشى پرسيد كه چه نحو مرغى بود مرغى كه با او آمده بود بر بالاى سر او بود اشاره به مرغ كرد كه چنين مرغى ابابيل سنگى كه از جهة او داشت انداخت بر سر او خورد و از دبرش بيرون آمد و مرد.
و بعضى گفتهاند كه اين مرد ابرهه بود و ايشان را مانند عصف ماكول كرد يعنى نوشخوار گاهى كه مانده باشد در آخر.
و اين واقعه در سال ولادت حضرت سيد المرسلين ٦ واقع شد و از آن سال تاريخ مقرر ساختند تا زمان عمر تاريخ هجرت را مقرر ساختند و اكثر اين واقعه را از جمله ارهاص مىدانند و آن معجزاتيست كه از آن حضرت يا به سبب آن حضرت واقع مىشد و دلالتش بر عظمت كعبه و وجود واجب الوجود و قدرت و علم الهى اظهر من الشمس است
[حجاج و خراب كعبه]
(و انّما لم يجر على الحجّاج ما جرى على تبّع و اصحاب الفيل لأنّ قصد الحجّاج لم يكن إلى هدم الكعبة انّما كان قصده إلى ابن الزّبير و كان ضدّا للحقّ فلمّا استجار بالكعبة اراد اللَّه ان يبيّن للنّاس انّه لم يجره فامهل من هدمها عليه)
صدوق ذكر كرده است كه چرا بر حجاج واقع نشد بلايى كه بر تبّع و اصحاب فيل واقع شد با آن كه حجاج نيز كعبه را خراب كرد زيرا كه مقصود حجاج خراب كردن كعبه نبود بلكه مقصودش عبد اللَّه بن زبير بود و عبد اللَّه در دعوى امامت كافر بود و ضد حق بود و در بعضى از نسخ و كان ضدّ الصاحب الحق يعنى صاحب حق امامت بود كه آن حضرت سيد الساجدين بود پس چون پناه به كعبه برد اگر