لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦١٨ - انداختن شپش و مانند آن
حلق رأسه يقول اللَّه عزّ و جلّ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فالصّيام ثلاثة ايّام و الصّدقة على ستّة مساكين لكلّ مسكين نصف صاع من تمر و النّسك شاة لا يطعم منها احد الّا المساكين.)
و منقولست در صحيح از حريز از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه حضرت سيد المرسلين ٦ گذشتند بركعب بن عجره بضم عين مهمله و جيم ساكنه كه از اهل مدينه بود كه نصرت آن حضرت صلوات اللَّه عليه و آله كردند و كعب محرم بود و شپش بر سر و ابروها و پلكهاى چشم او افتاده خورده بود حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه گمان نداشتم كه كار به اين جا رسد يعنى به سبب سر نتراشيدن، و در روايت حريز آنست كه حضرت فرمودند كه آيا جانوران آزارت مىدهند پس حق سبحانه و تعالى اين آيه را فرستاد، و بنا بر آن چه صدوق روايت كرده است ظاهرش آنست كه اصل منع بر سبيل تفويض بود و كفاره نيز به تفويض بود[١] و حق سبحانه و تعالى آيه را از جهة تقرير آن حضرت فرستاد پس حضرت فرمودند كه گوسفندى از جهة او بكشند از مال آن حضرت و او سر تراشيد چنانكه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد و ممكن است كه نزول آيه را از جهة او شده باشد و چون او پريشان بوده حضرت از مال خود تبرع فرموده باشد كه او فردا افضل را به جا آورد، و ترجمه آيه اينست كه هر كه از شما بيمار باشد- و مرض شپش نيز مرضى است عظيم- يا آزارى از سر
[١] يعنى خداوند امر دينش را به پيغمبر ٦ واگذار نمود كه هر چرا بخواهد انجام دهد مثل هفت ركعت نماز كه فرض النبي گفته مىشود.