لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦ - استلام حجر
نمىدانست كه حجر است تا آن كه با آدم به سخن در آمده و به خاطرش آورد عهد و پيمان را حضرت گريست و با خود مىداشت تا وقتى كه كعبه را ساخت حجرا در آنجا گذاشت كه هر سال او و فرزندانش به نزد او روند و عهد و پيمان را تازه كنند و محتمل است كه مراد از آدم جنس انسان باشد چون حجر مذكّر عهد همه است.
[مقدار حرم]
(و صار الحرم مقدار ما هو لم يكن اقلّ و لا اكثر لأنّ اللَّه تبارك و تعالى اهبط على آدم ٧ ياقوتة حمراء فوضعها فى موضع البيت فكان يطوف بها آدم ٧ و كان ضوؤها يبلغ موضع الاعلام فعلّمت الاعلام على ضوئها فجعله اللَّه تبارك و تعالى حرما)
و به اسانيد صحيحه منقول است از حضرت امام ابى الحسن على بن موسى الرضا صلوات اللَّه عليهما كه از آن حضرت سؤال كردند كه چرا حرم همين مقدار است و كمتر و بيشتر نيست حضرت فرمودند كه از جهة آن كه حق سبحانه و تعالى ياقوتى سرخ از جهة حضرت آدم از بهشت فرستاد و حضرت آدم ٧ آن ياقوت را در موضع خانه كعبه جا دادند و آن حضرت هميشه طواف مىكردند آن ياقوت را و روشنايى ياقوت به جايى مىرسيد كه ميلها را در آنجا نصب كردهاند پس بهر جائى كه روشنايى ياقوت مىرسيد ميلها نصب كردند و حق سبحانه و تعالى مجموع را حرم كرد كه چهار فرسخ در چهار فرسخ است.
[استلام حجر]
(و انّما يستلم الحجر لأنّ مواثيق الخلائق فيه و كان اشدّ بياضا من اللّبن فاسودّ من خطايا بنى ادم و لو لا ما مسّه من ارجاس الجاهليّة ما مسّه ذو عاهة الّا برأ)
و چرا دست بحجر الاسود مىرسانند زيرا كه عهدها و پيمانها كه از