لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤٢ - زياده نشدند قومى بر هفت نفر مگر آن كه صدا و فريادشان بسيار مىشود
كه در آنجا جن بسيار بود پس به اصحاب خود ندا كردند كه هر كه از اين وادى گذرد دست ديگرى را بگيرد و بگذرد و هيچ كس تنها نگذرد پس شخصى تنها رفت و مصروع شد پس او را به خدمت حضرت رسالت ٦ بردند حضرت انگشت مهين او را گرفتند و فشردند كه بسم اللَّه اى خبيث بيرون رو منم رسول خدا پس آن مرد به خود آمد برخاست.
و احاديث بسيار وارد شده است كه ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم فرمودهاند كه اكثر اوقاتى كه شيطان دست مىيابد در تنهائى دست مىبايد
[زياده نشدند قومى بر هفت نفر مگر آن كه صدا و فريادشان بسيار مىشود]
(و قال رسول اللَّه ٦ احبّ الصّحابة إلى اللَّه عزّ و جلّ اربعة و ما زاد قوم على سبعة الّا كثر لغطهم)
و كالصحيح منقولست كه آن حضرت ٦ فرمودند كه محبوبترين مصاحبان نزد حق سبحانه و تعالى چهار كسند و زياده نشدند قومى بر هفت كس مگر آن كه صدا و فريادشان بسيار مىشود كه نمىدانند چه مىگويند پس تا هفت كس بد نيستند و زياده قيل و قال زياد مىشود و اشعارى دارد به كراهت، و اين جماعت مصاحبان هم سفرهاند كه كمتر بهتر است اما رفيق سفر هر چند بيشترند، بهتر است تا بسيار نشود چنانكه در آب نزاع شود و در منزل و كاروان سرا جا نباشد و سفر مكه معظمه باختيار اين كس نيست تا چه اتفاق افتد
(و قال الصّادق صلوات اللَّه عليه حقّ المسافر ان يقيم عليه اخوانه اذا مرض ثلثا)
و كالصحيح منقولست كه آن حضرت فرمودند كه حق مسافر بر اصحاب يا بر رفقا آنست كه اگر بيمار شود يكى از ايشان باقى يا بقدر ضرورت از جهة او سه شبانه روز توقف اگر به شود يا چنان شود كه سوار