لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٥٣ - ميقات را از اهل محل سؤال مىكنند
مقرر ساخت و فرمودند كه چنانكه عقيق ميقات اهل نجد است ميقات جمعى كه از اطراف داخل نجد شوند و شما اهل عراقين از آن جماعتيد كه داخل نجد مىشويد و ميقات شما نيز عقيق است چون شما نيز داخل نجد مىشويد، و از جهة اهل شام جحفه را مقرر ساخت و آن مهيعه است و الحال رابغ مىگويند آنجا را و كنار دريا و شهر جحفه را سيل برده است و داخل دريا كرده است و با آن كه متصل است به دريا و صد گامى به دريا دارد آبش را از دست مىكشند و شيرين است
[ميقات را از اهل محل سؤال مىكنند]
(و روى معاوية بن عمّار عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه قال يجزئك اذا لم تعرف العقيق ان تسال النّاس و الاعراب عن ذلك)
و به اسانيد صحيحه منقولست كه آن حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هر گاه ندانى عقيق را همين بس است كه مردمان و باديه نشينان بگويند كه اينجا وادى عقيق است و آن چه الحال بر كه شريفش مىنامند ظاهرا اوّل عقيق است و از مردمان و اعراب كه پرسيديم نمىدانستند و ليكن موافق روايات كه وارد شده است كه تا ذات عرق كه الحال عامه از آنجا احرام مىگيرند به گفته عمر بن الخطاب هشت فرسخ هست ظنا چون صبح قريب به آفتاب از بركه شريف احرام گرفتيم و شامى بذات عرق رسيديم و در ميان را به غمره رسيديم اگر چه از بركه گذشتيم تا به غمره احتياطا مكرّر نيت كردم و تلبيه گفتيم و چون ظهرى به غمره رسيديم مظنون شد كه بركه اول عقيق است چون خواهد آمد كه از اول عقيق تا غمره چهار فرسخست و از غمره تا ذات عرق چهار فرسخى است و ليكن احوط آنست كه چون از بركه يك فرسخ بگذرند تجديد احرام بكنند تا يقينا از وادى عقيق احرام گرفته باشند و اگر