لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٧ - حج ابراهيم
ظاهرا نسخه كه در وقت نوشتن اين كتاب در نظر داشته به جاى تمّ همّ بوده است يعنى اراده بنا كرد و احتمال ندارد كه غلط نساخ باشد چون صدوق پيش از بنا اين حديث را ذكر كرده است و ظاهرا اين سهو است زيرا كه وقتى كه ابتداء بنا كردند هنوز ركنى نبود كه حضرت بر بالاى آن روند و بنا بر نسخه كافى و علل پس چون بناء تمام شد حضرت ابراهيم ٧ بر ركنى نشستند و ندا كردند كه هلمّ إلى الحجّ چنانكه در اين نسخه است كه إلى دارد اما در كافى و علل إلى ندارد و بنا بر اين چنين خواهد بود كه حضرت ابراهيم حج را طلب فرمودند مكرر و اگر مىفرمودند هلمّوا إلى الحجّ يعنى اى مردمان بياييد به حج خطاب معدومين خوب نبود و خطاب متوجه جمعى مىشد كه در آن زمان بودند و مكلف بودند و ليكن ندا كردند و حج را طلب فرمودند و حج خصوصيتى به زندگان ندارد شامل احيا و غير موجودين بود پس جميع ارواح زندگان و آنهايى كه هنوز به ابدان در نيامده بودند و در عالم مثال و ظلال بودند همه گفتند لبيك اى كسى كه از جانب حق سبحانه و تعالى ما را خواندى يا اى كسى كه ما را به خدا مىخوانى يعنى به تقرب به او به حج خانه و بنا بر نسخه كه إلى باشد اگر چه غلط است جمعى از فضلا چنين مىساختند كه هلمّ از قبيل خطاب عام است مثل اعلم و خصوصيتى به احيا و غير احيا ندارد به خلاف هلمّوا كه ظاهرش منصرف به احيا مىشود و بحث كردهاند كه در خطاب عام شرط نيست كه بلفظ مفرد باشد.
و جمعى ديگر چنين ساختهاند كه مقرر است در اصول كه استغراق مفرد اشمل است از استغراق جمع چون مفرد كل واحد واحد را شامل است و جمع جماعت را.
و جوابش اين است كه أولا اشمليت مسلم نيست بلكه در جمع شامل