لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٠٥ - استظلال
حق سبحانه و تعالى آدمى را در آفتاب قيامت باز ندارد، و چند حديث وارد شده است كه ابو يوسف قاضى بغداد تلميذ ابو حنيفه به خدمت حضرت امام موسى بن جعفر صلوات اللَّه عليهما آمد و از اين مسأله پرسيد كه چرا چنين است چنانكه در اين حديثست و حضرت فرمودند كه قياس در دين و شرع نمىرود و ما تابع شرعيم حضرت سيد المرسلين ٦ در رفتن به زير سايه محمل نرفتند و در منزل داخل شدند و هر چه آن حضرت فرمودهاند كردهاند ما تابع آنيم، و خلاف نكرده است كسى از شيعه و سنى كه حضرت سيد المرسلين ٦ چنين فرمودهاند و ليكن جمعى از عامه چون با عقل ايشان موافقت ندارد منكر اين معنى شدهاند مانند انكار ملاحده نماز و روزه و حجرا، و در صحاح سته احاديث بسيار روايت كردهاند كه حضرت سيد المرسلين ٦ نفى قياس فرمودهاند.
(و روى علىّ بن مهزيار عن بكر بن صالح قال كتبت إلى ابى جعفر الثانى صلوات اللَّه عليه انّ عمّتى معى و هى زميلتي و يشتدّ عليها اذا احرمت فترى ان اظلّل علىّ و عليها فكتب صلوات اللَّه عليه ظلّل عليها وحدها.)
و كالصحيح منقولست از بكر كه گفت عريضه نوشتم به حضرت امام محمد تقى صلوات اللَّه عليه كه عمّهام با من هم كجاوه است و به سبب مرض بر او دشوار است كه در زير آفتاب باشد در حالت احرام تجويز مىفرماييد كه من و او هر دو سر كجاوه را به پوشانيم حضرت فرمودند كه كجاوه او را به پوشان و بس چون او بيمار است، و علما عمل كردهاند باين حديث اگر چه ضعيف است بحسب سند و ليكن در هر دو جزوش روايات بسيار وارد شده