لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤٦ - باب الحداء و الشعر فى السفر
حمد و مدحى است كه مطلوب شارع است، و اگر هجو رسول خدا و ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم باشد كفر است، و هر كه بشنود آن شاعر را مىتوان كشت اگر ايمن باشد از كشته شدن و اگر محتمل الامرين باشد و صريح نباشد در مذمّت چنانكه بسيار است كه مقصود ايشان مدح است و در متعارف ذم است چنين شعرى را نمىبايد خواند و حكم بكفر قايلش نمىبايد كرد و اگر هجو كفار باشد بد نيست مگر آن كه سبب اين شود كه كفار هجو حضرات كنند به سبب اين هجو كه در اين صورت حرامست چنانكه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ الخ يعنى شما دشنام مدهيد كفار را يا بتان ايشان را كه ايشان سب الهى مىكنند و در اخبار بسيار وارد است كه مراد از سب خدا سب دوستان حق سبحانه و تعالى است و هجو اهل سنت يا فرق مبتدعه مثل غير اثنى عشرى از فرق شيعه مىتوان كرد اگر سبب سبّ ايشان نشود و غالبا مىشود اولى آنست كه نكنند.
و اما هجو شيعيان صالح يا مستور الحال البته حرامست و بدترين انواع غيبت و ايذا حرامست و احوط آنست كه هجو فساق نيز نكنند و اما مدح پسران ساده مشهور ميان علما حرامست اگر چه آن ممدوح معروف نباشد چون سبب تعشق به ايشان مىشود و اشعارى كه مدح زلف و خال زنان مطلق كنند و زنى مخصوص منظور نباشد مكروهست و اگر زن خاصى باشد و شوهر نداشته باشد بد نيست اگر آن زن يا خويشان او را بد نيايد چون اكثر اوقات سبب فضيحت است، و غيبت يا ايذاء محرم است در صورتى كه مكروه باشد در سفر كراهتش زائل مىشود به اعتبار آن كه چون اكثر اوقات خلقها تنگ مىشود و خواندن اشعار خلق را نيكو مىكند و اگر اشعارى