لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦١٠ - پوشاندن سر
نمىتواند كرد مگر آن كه بيمار باشد.
[پوشاندن سر]
(و ساله الحلبيّ عن المحرم يغطّى رأسه ناسيا او نائما فقال يلبّى اذا ذكر.)
و به اسانيد صحيحه منقولست از حلبى كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه از محرمى كه سرش را به پوشاند از روى فراموشى يا در خواب بىشعور حضرت فرمودند كه چون به خاطرش مىرسد يا بيدار مىشود آن عمامه يا كلاه را مىاندازد و تلبيه مىگويد از جهة عقد احرامش و فى رواية حريز
يلقى القناع و يلبّى و ليس عليه شىء.
و به اسانيد صحيحه منقولست از حريز كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه از محرمى كه سر را به پوشاند از روى نسيان حضرت فرمودند كه چون به خاطرش مىرسد آن مقنعه را يعنى آن چه بر سر پوشيده است از سر مىاندازد و تلبيه مىگويد و بر او چيزى نيست از كفاره و گناه.
(و ساله عن المحرم ينام على وجهه و هو على راحلته فقال لا باس بذلك.)
چون داب صدوقست كه از كتاب حلبى اگر چيزى روايت مىكند كه ناتمامست يا معارضى آن را در ميان در مىآورد و باز بر سر او مىرود و در كتاب طهارت چند جا چنين كرد، و چون در اينجا كه از حلبى روايت كرد تلبيه را گفت و القاء عمامه را نگفت چون نداشت و روايت حريز داشت آن را ذكر كرد، و باز بر سر حديث حلبى رفت و قرينه آن كه كلينى همين سؤال را از حلبى روايت كرده است پس مرويست به اسانيد صحيحه از حلبى كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه محرم بسيار