لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٢٤ - قطع بخاطر حاجت
بن مظاهر اسدى باشد و او بزرگ و عظيم الشأن، است و بنا بر احتمال اظهر عرض نمودم به حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه واقعه خود را حضرت فرمودند كه بد كردى از سر گرفتى چون ازاله نجاست از واجبات بود و مىبايست كه بنا بر نهى بر طوافى كه كرده بودى كه شش شوط ديگر بكنى به درستى كه بر تو نيست چيزى و گويا از روى جهالت هشت شوط كرده است و شوط آخر لغو است يا اول به القا ملقى مىشود و اللَّه تعالى يعلم و روى عن صفوان الجمّال قال قلت لأبي عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه
[قطع بخاطر حاجت]
(الرّجل يأتى اخاه و هو فى الطّواف فقال يخرج معه فى حاجته ثمّ يرجع و يبنى على طوافه)
و در حسن كالصحيح بلكه در صحيح منقول است از صفوان شتربان كه گفت عرض نمودم به حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه شخصى به نزد برادر مؤمن خود مىآيد و او در طوافست حضرت فرمودند كه با او مىرود از جهة قضاى حوائج او و برمىگردد و بنا بر طوافش مىگذارد.
و محمولست بر نافله يا فريضه بعد از تجاوز از نصف، و ظاهرا در فريضه نيز قطع مىتواند كرد پيش از تجاوز از نصف و ليكن از سر مىگيرد و اگر قطع نكند در اين صورت احوط است و در قطع طواف از جهة قضاء حاجت برادر مؤمن احاديث وارد شده است.
از آن جمله كالصحيح وارد است از ابو احمد كه گفت در خدمت حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه بودم در طواف و دست آن حضرت در دست من بود و يا دست من در دست آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه شخصى آمد و كارى داشت بمن، من اشاره به او كردم كه باش تا فارغ شوم از طواف حضرت فرمودند كه اين چه كس است عرض نمودم كه