لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٧٧ - اهل مكه تمتع به جا نمىآورند
عليه و هو خلف المقام فقال انّي قرنت بين حجّة و عمرة فقال له هل طفت بالبيت فقال نعم قال هل سقت الهدى قال لا فاخذ ابو جعفر صلوات اللَّه عليه بشعره ثمّ قال احللت و اللَّه)
و منقول است در صحيح كه شخصى به خدمت حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه آمد در وقتى كه حضرت در عقب مقام حضرت ابراهيم ٧ بودند و عرض نمود كه من قران كردهام ميان حج و عمره حضرت فرمودند كه آيا طواف خانه كرده گفت بلى فرمودند كه آيا سياق هدى كرده كه قارن باشى گفت نه حضرت موى او را گرفتند كه يعنى تقصير كن تا طواف و سعى كه كرده با اين تقصير عمره شود و احرام بحج بگيرد تا حج تمتع شود و چون تصريح به تمتع نمىتوانستند فرمودند باين عبارت فرمودند كه حج تمتع كرده باشد هر چند نداند كه آن چه مىكند حج تمتع است.
و ظاهر آنست كه آن شخص قران را چنين فهميده بوده است كه حج بكند و بعد از آن عمره به جا آورد حضرت قران را تمتع فرموده باشند يا آن شخص از ائمه هدى ٧ شنيده بوده است يا به او رسيده بوده است الحال كه ايشان قران مىكنند و نفهميده بوده است كه چه معنى دارد حضرت بيان فرموده باشند كه قران آنست كه چون از عمره فارغ شوند احرام بحج بندند و نزد ما اگر چه قران حج و عمره جايز نيست باين معنى بد است كه هر دو را به يك نيّت به جا آوريم و اگر در وقت تلبيه بگوئيم «لبّيك بحجّة و عمرة معا» بد و معنى خوبست يكى آن كه اگر به حجّ نرسند عمره مفرده به جا آورند و ديگر آن كه چون عمره تمتع بحج تمتّع نهايت ارتباط دارد كه گويا هر دو يك فعلند و عمره را مىبايد كه در ماههاى حج واقع سازند و چون عمره را به جا