لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٢١ - قطع بخاطر نماز مستحبى
مىگذارند و بر آن مىنشينم و ظاهر اين دو خبر اعم است از آن كه از نصف تجاوز كرده باشد يا نكرده باشد
[قطع بخاطر نماز مستحبى]
(و روى عن عبد الرّحمن بن الحجّاج قال سالت ابا ابراهيم صلوات اللَّه عليه عن الرّجل يكون فى الطّواف و قد طاف بعضه و بقى عليه بعضه فيخرج من الطّواف إلى الحجر او إلى بعض المسجد اذا كان يوتر فيوتر و يرجع فيتمّ طوافه افترى ذلك افضل ام يتمّ الطّواف ثمّ يوتر و ان اسفر بعض الاسفار فقال ابدأ بالوتر و اقطع الطّواف اذا خفت ثمّ اتمّ الطّواف)
و در حسن كالصحيح و در صحيح منقولست از عبد الرحمن كه گفت سؤال كردم از حضرت امام موسى كاظم صلوات اللَّه عليه از شخصى كه در طواف باشد و بعضى از آن را كرده باشد و بعضى مانده باشد و در كافى است كه
فيطلع الفجر
پس صبح طالع مىشود و احتمال صبح كاذب نيز هست بلكه اظهر است و از طواف بيرون مىرود بحجر اسماعيل يا به طرفى ديگر از مسجد الحرام و نماز وتر را مىكند هر گاه وتر را نكرده باشد، و برمىگردد و طواف را تمام مىكند آيا اين بهتر است يا طواف را تمام كند و بعد از آن وتر را به جا آورد اگر چه روز روشن شده باشد اندكى حضرت فرمودند كه ابتدا كن به نماز وتر كه سه ركعت باشد و قطع كن طواف را هر گاه خوف داشته باشى كه وقت وتر بدر رود و بعد از آن طواف را تمام كن، و عبارت كافى
ثمّ اتمّ الطّواف بعده
است و اكثر نسخ اين كتاب
ثمّ ائت الطّواف
است و ظاهرا تصحيف شده اتمّ به ائت با نقص بعده و حاصل كلام اين است كه هر گاه صبح صادق شود و نماز وتر را نكرده باشد و در ميان طواف باشد سه چيز بهم رسيده كه متعارضند نماز صبح و نماز وتر و طواف حضرت فرمودند كه