لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٢٥ - باب آداب المسافر
و فكر كن و در عواقب آن امر در وقتى كه ايستاده باشى و در وقت نشستن و در وقت خواب و در حالت اكل و شرب و در حالت نماز چون در حالت نماز هر چه در خاطر مىافتد بمنزله وحى است و بهتر آنست كه در حالات مقدمات نماز و تعقيب نماز آن فكر را بكنى نه در اثناى نماز، و دور نيست كه از جهة خير خواهى برادر مؤمن جايز باشد بى كراهتى و غرض اينست كه در جميع احوال فكر كنى در مشورت آن شخص چنانكه در محاسن و كافى است فى مشورته و در اكثر نسخ اين كتاب فى مشورتك است يعنى در مشورتى كه تو از جهة او كنى و ظاهرا در اين كتاب سهو از نساخ شده باشد و اگر كسى آن چه خير او باشد نگويد حق سبحانه و تعالى عقل و ادراك و يافت او را از او مىگيرد و امانت او را از او زايل مىكند.
و چون به بينى كه رفقاى تو پياده شدهاند تو نيز پياده شود و چون به بينى كه ايشان كار مىكنند تو نيز آن كار را بكن، و اگر تصدق كنند و يا چيزى طلبند بلى بگو و نه مگو زيرا كه نه گفتن از ماندن و جهالت است چون خزينه الهى كمى ندارد و بلى بمعنى آن اينست كه اگر حق سبحانه و تعالى بدهد من بدهم و نه اين معنى كه خدا نمىدهد و اگر بدهد من نمىدهم و اين محض جهالت است و گويندهاش مستحق ملامت است.
و چون در راه حيران شويد فرو آييد و اگر دو راه باشد و ندانيد كه راه شما كدامست اندكى بايستيد و مشورت كنيد با يكديگر و اگر يك كس را به بينيد از او مپرسيد كه راه كدامست و به گفته او عمل مكنيد كه يك كس در صحرا اين كسرا به شك مىاندازد و بسا باشد كه جاسوس دزدان باشد يا شيطانى باشد كه شما را حيران كرده است يا كند، و از دو كس نيز اجتناب كنيد و به گفته ايشان عمل مكنيد مگر آن كه قراين چند باشد كه معلوم شود كه