لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٢٦ - باب آداب المسافر
دزد و شيطان نيستند مثل آن كه چندين خروار بار داشته باشد يا با او معاشرت كرده باشيد زيرا كه عاقل هر چه را مىبيند حقرا مىيابد و بيننده چيزى چند را مىبيند كه خبر دهنده از او خبر نمىتواند داد و حاضر چيزى چند را مىبيند كه غايب نمىبيند.
اى فرزند چون وقت نماز شود چيزى را مانع نماز مكن نماز را بكن و فارغ شو چون نماز بمنزله دينى است كه در ذمه شخصى باشد و ادا كند از غم فارغ مىشود و به راحت مىافتد و هيچ غمى مثل غم دين نيست و هيچ راحتى مثل راحت اداى آن نيست اى فرزند نماز را به جماعت به جا آور اگر چه بر سر نيزه باشى.
ممكن است كه مراد از اين عبارت نهايت مبالغه كه در حالت جهاد نيز تا ممكن باشد نماز را به جماعت به جا آورد و ممكن است كه ظاهر لفظ مراد باشد به اين كه اگر دو كس را بر سر نيزه باز داشته باشند و وقت نماز باشد يكى كه پستتر است يا مساويست اقتدا به ديگرى كردن مطلوب شارعست و هم چنان كه اگر نماز را نكرده باشد واجبست كه در آن حالت نماز را بر سر نيزه به جا آورند و هم چنين مستحب است كه آن را به جماعت به جا آورند.
و بر چهار پا خواب مكن البته كه پشت چهار پا را زخم مىكند و دِيْر بِه[١] مىشود خصوصا در سفر و اين خواب مردمان عالم حقيقى نيست بسا باشد كه بيفتند و بر نخيزند قطع نظر از كند زخم و تنفر ديگران از اين كس و بسا باشد كه در افتادن از خواب بيدار نشود و بماند و هلاك شود مگر آن كه در تخت روان و شبليه و مرويه و كجاوه باشند و ممكن باشد كه پا را دراز كنند تا بندهاى زانوها سست نشود.
چون به منزل نزديك شوى از حيوان به زير آى و قوت آن را مقدم دار بر
[١] دير به مىشود، يعنى دير خوب مىشود.