لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٢٠ - انداختن شپش و مانند آن
يك نصف صاع بدهد نهايت احتياط كرده است و اللَّه تعالى يعلم.
(و قال عبد اللَّه بن سنان لأبي عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه أ رأيت ان وجدت علىّ قرادا او حلمة اطرحهما عنّى و انا محرم قال نعم و صغارا لهما انّهما رقيا فى غير مرقاهما.)
و به اسانيد صحيحه منقولست از عبد اللَّه كه گفت عرض نمودم به حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه بيان فرمائيد كه اگر كنه كوچك را كه در گوسفند مىباشد يا كنه بزرگ را كه بر شتر مىباشد بر بدن يا جامه خود بيابم مىتوانم انداختن هر دو را از خود در حال احرام حضرت فرمودند كه بلى و ذلت و خوارى باد هر دو را زيرا كه بالا رفتهاند در غير جاى خود يعنى اگر شپش در بدن آدمى باشد به جاى خود است حرمت دارد كه در حال احرام كه آن را از خود بيندازند اما كنه جاى آن گوسفند و شتر است اگر بر بدن آدمى بالا روند جاى ايشان نيست و مىتوان انداخت بلكه مىتوان انداختن و كشتن بعنوان مذلت كه كفش را بر او گذارد و به خوارى بكشد و صغارا منصوبست در اين كتاب مثل بعدا در كتاب اللَّه و در كافى و تهذيب برفع است و ظاهرا الف از قلم نساخ افتاده است، و محتمل است كه خبر مبتداى محذوف باشد يعنى در بدن آدمى رفتن سبب مذلّت آنهاست و نصب آنست و افصحست كه بر سبيل لعن باشد مانند لعنهما اللَّه از بابت عجبا و حمدا و شكرا كه مفعول مطلق فعل محذوف باشد و اللَّه تعالى يعلم.
(و قال له معاوية بن عمّار المحرم يحكّ رأسه فتسقط القملة و الثّنتان فقال لا شىء عليه و لا يعيدها قال كيف يحكّ المحرم قال بأظفاره ما لم يدم و لا يقطع شعرة و ساله عن المحرم يعبث بلحيته فتسقط منها الشّعرة و الثّنتان قال يطعم شيئا.)