لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٠ - حج ابراهيم
بافتن كردند و دوختن، و هر يك طرف كه تمام مىشد مىآويختند تا آن كه موسم حج نزديك شد و سه طرف تمام شده بود و يك طرف مانده بود به حضرت عرض نمود كه اگر رخصت فرمائيد از برگ درخت خرما به بافيم كه زود تمام شود حضرت فرمودند كه خوبست و آن طرف را از آن تمام كردند.
چون موسم رسيد و عربان ديدند جامه را و ايشان را بسيار خوش آمد گفتند كه سزاوار آن است كه هديه بياوريم از جهة تعمير كننده اين خانه پس از اين جهة هديها مقرر شد پس هر طايفه از عرب از نقره و غير آن مىآوردند تا آن كه بسيار چيزى جمع شد پس از اين مال آن طرف كه جامه خصف داشت نيز جامه پشمين كردند و درهاى خوب آويختند و چون خانه سقف نداشت ستونهاى چوب نصب نمودند مانند ستونهاى هال و سقف كردند كعبه را از شاخهاى درخت خرما و كاه گل كارى كردند تا هموار شد پس چون سال ديگر عربان آمدند داخل شدند و در كعبه و ديدند كه تعميرها كردهاند گفتند كه مىبايد كه زياده كنيم چون هر چه مىآوريم صرف خانه مىكنند پس سال ديگر گاو و گوسفند و شتر بسيار آوردند و حضرت اسماعيل ندانست كه اينها را چه بايد كرد وحى رسيد به حضرت اسماعيل كه اينها را بكش و بخورد حاجيان ده.
و چون آمدن حاجيان بسيار شد و آب زمزم وفا به ايشان نمىكرد حضرت اسماعيل به حضرت ابراهيم عرض نمود كه آب كم شده است حق سبحانه و تعالى وحى كرد به حضرت ابراهيم ٧ كه چاه را حفر كنند و به ته روند پس حضرت ابراهيم و اسماعيل و جبرئيل مشغول كندن شدند تا آب بسيار شد و حضرت ابراهيم يا جبرئيل در چهار گوشه چاه كلنگ زدند و در