لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٨٩ - بيان تمتع
كه چهار روز از ماه ذو القعده مانده بود و چون به ذو الحليفه رسيدند ظهر شد غسل كردند و داخل مسجد شجره شدند و در آنجا نماز ظهر را به جا آوردند و عزم داشتند و بس، پس احرام بحج گرفتند همه و از مسجد بيرون آمدند تا رسيدند به بيدا ميل اول و مردمان دو صف زدند از دو طرف راه و حضرت در آنجا تلبيه گفتند و شصت و شش يا شصت و چهار شتر راندند تا به مكه رسيدند در آخر روز چهارم از ماه ذى حجه پس طواف مكه معظمه هفت شوط كردند و عقب مقام ابراهيم ٧ دو ركعت نماز به جا آوردند و در اول طواف و آخر طواف استلام حجر الاسود كردند پس فرمودند كه صفا و مروه از شعاير حق سبحانه و تعالى است و از مواضع بندگى اوست ابتداء كنيد به صفا چون حق سبحانه و تعالى ابتدأ به آن فرموده است در قرآن مجيد و مسلمانان را گمان اين بود كه سعى ميان صفا و مروه را كفار قريش وضع كردهاند حق سبحانه و تعالى اين آيه را فرست كه انّ الصفا الخ و ترجمهاش اين است كه بتحقيق صفا و مروه از جمله جاهاى عبادت الهى است پس كسى كه حج خانه يا عمره خانه كند بر او حرجى نيست كه طواف كند بر صفا و مروه و خواهد آمد كه اين آيه پيشتر نازل شده در عمره قضا پس حضرت بر كوه صفا بلا رفتند و رو بر كن يمانى كردند و حمد و ثناى الهى به جا آوردند و دعا كردند بمقدار خواندن سوره بقره به تأنى و هموارى نه به استعجال پس از صفا به زير آمدند و متوجه مروه شدند و بر مروه توقف فرمودند آن مقدار كه بر صفا توقف فرموده بودند پس از مروه به صفا آمدند و توقف فرمودند و دعا كردند چنانكه پيشتر توقف كرده بودند، ديگر به مروه آمدند تا از سعى فارغ شدند و ظاهرش آنست كه در هر مرتبه آن مقدار توقف فرموده باشد كه سوره بقره تواند خواندن.