لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٢٨ - شهادت بر نكاح
صلوات اللَّه عليه فرمودند كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه حكم فرمودند در مردى كه زنى را بعقد خود در آورده بود در احرام پيش از آن كه محل شود حكم فرمودند كه زن را رها كند و فرمودند كه آن نكاح باطلست و بعد از محل شدن اگر خواهد خواستگارى كند و ايشان اگر خواهند دختر را به او دهند و اگر خواهند بغير او و اين محمولست بر صورت جهل و قبل از دخول چنانكه هر دو غالب است و احاديث در اين باب بسيار است و در نكاح خواهد آمد إن شاء اللَّه.
(و فى رواية سماعة لها المهر ان كان دخل بها.)
و در موثق منقولست كه اگر دخول كرده باشد با او او را مهر هست يعنى مهر المثل چون عقد باطل است و هر گاه عقد باطل باشد و وطى از روى جهالت واقع شده باشد مهر المثل مىرسد كه بگيرد.
(و فى رواية عاصم بن حميد عن ابى بصير قال سمعت ابا عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه يقول المحرم يطلّق و لا يتزوّج.)
و در روايت حسن كالصحيح و صحيح منقولست از ابو بصير كه گفت شنيدم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه محرم طلاق مىتواند داد زنش را و ليكن عقد نكاح نمىتواند كرد و در اين خلافى نيست.
و در صحيح از سعيد [سعد خ] منقولست كه حضرت ابو الحسن على بن موسى الرضا صلوات اللَّه عليه فرمودند كه محرم مىتواند كه كنيزان بخرد و بفروشد.
(و سال سعيد الاعرج ابا عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه عن الرّجل ينزل المرأة من المحمل فيضمّها اليه و هو محرم قال لا باس الّا ان يتعمّد و هو احقّ ان ينزلها من غيره.)