لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٣ - وجه بوسيدن حجر و وضع آن در ركن
[وجه بوسيدن حجر و وضع آن در ركن]
(و انّما يقبّل الحجر و يستلم ليؤدّي إلى اللَّه عزّ و جلّ العهد الّذى اخذ عليهم فى الميثاق)
و چرا مىبوسند حجر الاسود را و دست بر او مىمالند تا ادا كنند بحق سبحانه و تعالى عهدى را كه در روز عهد و پيمان از خلايق گرفتند چنانكه حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد ياد فرموده است كه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ الخ» يعنى ياد كن آن وقتى را كه پروردگار تو عهد و پيمان از خلايق گرفت در وقتى كه ارواح بودند و در بدنها جا نكرده بودند فرمود كه آيا من پروردگار شما نيستم و محمد پيغمبر شما نيست و على امام شما نيست و يازده امام از فرزندان او أئمه شما نيستند همه گفتند بلى هستى و هستند پس حق سبحانه و تعالى گواه گرفت همه را بر يكديگر خصوصا حجر را كه او ملكى بود از بزرگان فرشتگان و عهد پيمان را به او سپرد و حجر را بدنيا فرستاد و عالميان را امر فرمود كه بحج خانه او بيايند و عهد خود را با حجر تازه كنند چنانكه ميان عرب متعارفست عهد و پيمان، پس بوسيدن و دست رسانيدن عهد و پيمان تازه كردنست و بر اين مضمون احاديث متواتره وارد شده است.
(و انّما وضع اللَّه عزّ و جلّ الحجر فى الرّكن الّذى هو فيه و لم يضعه فى غيره لأنّه تبارك و تعالى حين اخذ الميثاق اخذه فى ذلك المكان)
و چرا حق سبحانه و تعالى حجر الاسود را در اين ركنى كه الحال هست گذاشت و در جائى ديگر نگذاشت زيرا كه حق سبحانه و تعالى وقتى كه عهد و پيمان مىگرفت از خلايق در اين مكان گرفت بنا بر اين در اين مكان تجديد عهد مىكنند و اين جزو حديثى است طولانى كه كلينى و صدوق هر