لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٤ - باز سازى كعبه
شد لشكر برگشتند و عبد اللَّه كعبه را ساخت و بلند كرد و چون بنى اميه قوتى گرفتند در زمان عبد الملك حجاج را فرستاد با لشكرى عظيم و باز منجنيقها بر كعبه معظمه بستند و كعبه را خراب كردند و مستولى شدند بر عبد اللَّه و او را گرفتند و بر دار زدند و بسيار كسى كشته شد پس حجاج كعبه را ساخت و سه مرتبه بلند كرد كه بيست و هفت ذرع باشد.
و چنين بود تا بيست و هفت سال قبل از اين تخمينا كه تخمينا هزار و سى و نه بود از هجرت، سيل آمد و كعبه شكست خورد فتوى كردند و منهدم ساختند و از سه طرف به پى رسانيدند و ركن حجر را نتوانستند كندن و در سالى كه اين بنده به حج بيت اللَّه الحرام مشرف شدم تخمينا ده سالى قبل از اين ساخته بودند جمعى از ثقات گفتند كه هر چند خواستند كه حجر را بردارند بر نمىخواست تا خبر به شريف بردند شرفا تمام آمدند و نگذاشتند كه حجر را بر دارند و گفتند كه اين پى مستحكم است و اين معنى نيز از آيات كعبه شد چون حجر را معصوم مىبايست گذاشتن، و بيشتر اهتمام از علماء عامه بود كه حجر را بردارند و ايشان بگذارند تا ظاهر شود كذب شيعه كه گذاشتن حجر كار معصوم است و حق سبحانه و تعالى نگذاشت و موافق زمان حجاج ساخته شد بى زياد و كم
[باز سازى كعبه]
(و روى عن سعيد بن عبد اللَّه الاعرج عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه انه قال انّ قريشا فى الجاهليّة هدموا الكعبة فلما أرادوا بناءه حيل بينه و بينهم و ألقى فى روعهم الرّعب حتى قال قائل منهم ليأت كلّ رجل منكم بأطيب ماله و لا تأتوا بمال اكتسبتموه من قطيعة رحم او حرام ففعلوا فخلّى بينهم و بين بنائه فبنوه حتى انتهوا إلى موضع الحجر الاسود فتشاجروا فيه أيّهم يضع الحجر فى موضعه حتّى كاد ان يكون