لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧ - مقدمه مصنف
حسين بن سعيد پس هر چه را كلينى از اين جماعت نقل مىكند، و هم چنين صدوق و شيخ و غيرهم همه را از كتب او برداشتهاند و ترتيبى كه به اعتقاد ايشان بهتر بود جا دادند و چون اينها جمع بودند و مكرّر ملاحظه مىنمودند با كتب اصول موافق بود اينها مشهور شد و آنها متروك شد با وجوه بسيارى كه سبب ترك شد كه در عرض اين كتب مذكور شده است و مىشود بنا بر اين حديثى كه ابراهيم بن هاشم و امثال او در سندش باشند كالصحيح مىنامم و اگر در رجال سند بد مذهبى باشد يا همه بد مذهب باشند اما ايشان را توثيق كرده باشند آن حديث را موثق مىنامند (مم ظ) و اگر در سند مثل حسن بن على بن فضال با ابان بن عثمان و عبد اللَّه بن بكير و امثال ايشان باشند آن حديث را موثق كالصحيح مىنامم چون حسن بسيار ثقه بوده است و متعبد و حديث صحيحى است كه از مذهب باطل برگشت و انقطاع عظيم به حضرت امام رضا و حضرت امام محمد تقى و ساير ائمه صلوات اللَّه عليهم داشت، و ابان بن عثمان نيز ثقه و كثير الرواية است، و از على بن حسن بن فضال نقل كردهاند كه ناووسى بوده است و على بد مذهب است و فطحى است و اجتماع عصابه بر تصحيح ما يصح عن ابن فضال و ابان و ابن بكير شده است و هم چنين در هر حديثى و هر شخصى يك قسم معرفتى حاصل مىشود كه از تامّل ظاهر مىشود و اگر در سند همه خوب باشند و مجهول الحال در آن باشد كه توثيق و مدح و ذم او نكرده باشند حديث او را قوى مىناميم و گاه هست كه قوى كالصحيح و علماء به آن حديث عمل كردهاند و قوتش مرتبه مرتبه زياد مىشود مثل حديث محمد بن فضيل و ابو الصباح كنانى كه وجوه بسيار هست كه حديث او كالصحيح است و پيشتر مذكور شده است و در ضمن اخبار ديگر مذكور خواهد شد، و اگر رجال سند همه را يا يكى را كسر و جرح