لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٦ - قربانى كردن
پسر برادرش و دخترش و زنش بودند و چون اين جماعت توبه كرده بودند و بواسطه اتمام توبه گاوى كه اول پرستيده بودند بدست خود كشتند بعدد ايشان اكتفا به گاوى توان كرد، و اين محمول است بر افضل و الا احاديث معتبره خواهد آمد كه گاو و شتر هر دو مجزيند از هفت كس هر گاه اهل يك سفره باشند
(و انّما يجزى الجذع من الضّأن فى الاضحيّة [الضّحيّة خ] و لا يجزى الجذع من المعز لأنّ الجذع من الضّأن يلقح و الجذع من المعز لا يلقح حتى يستكمل سنة)
و در صحيح از حماد بن عثمان منقول است كه گفت به حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه عرض نمودم كه كمترين چيزى كه مجزيست در سالهاى گوسفند در هدى چند ساله است حضرت فرمودند كه جذع از ميش مجزيست و آن بره است كه پا در ماه هفتم گذاشته باشد يا هشتم يا نهم عرض نمودم كه جذع از بزغاله مجزيست فرمودند كه نه گفتم فداى تو كردم چرا جذع از ميش مجزيست و از بز مجزى نيست حضرت فرمودند كه بره جذع بر ماده مىجهد در ماه هفتم و بز تا سالش تمام نشود و در سال دويم داخل نشود نمىجهد
(و انّما يجوز للرّجل ان يدفع الضحيّة إلى من يسلخها بجلدها لأنّ اللَّه عز و جلّ قال «فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا»* و الجلد لا يؤكل و لا يطعم و لا يجوز ذلك فى الهدى)
و در حسن كالصحيح منقولست كه حضرت امام موسى كاظم صلوات اللَّه عليه فرمودند كه سبب چيست كه جايز است كه پوست قربانى را به سلاخ دهيم به مزد كشتن و پوست كندن از جهة آن كه حق سبحانه و تعالى