لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٩٠ - خون دمل
نمىشود كه منحصر باشد دوا در امثال جراحات بر چنين دوا، و اگر نه مىبايد در اين صورت نيز بد نباشد چون دفع ضرور واجب است نهايتش آن باشد كه كفاره بايد داد.
چنانكه منقول است در صحيح از معاوية بن عمار در محرمى كه جراحتى داشته باشد و مداوا كند جراحتش را به روغن بنفشه حضرت فرمودند كه اگر از روى نادانى كرده است بر اوست كه مسكينى را طعام دهد استحبابا چنانكه خواهد آمد كه هر كه فعلى از محرمات احرام را به جهالت كند غير صيد بر او كفاره واجب نيست و اگر عمدا كرده باشد گوسفندى مىكشد و ممكن است كه در اين صورت ضرور نشده باشد.
[خون دمل]
(و ساله صلوات اللَّه عليه معاوية بن عمّار عن المحرم يعصر الدّمل و يربط عليه الخرقة فقال لا باس.)
و به اسانيد صحيحه منقولست از معاوية كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه از محرمى كه دمّل خود را بفشارد تا چرك و خونش بيرون آيد و بر آنجا خرقه به بندد فرمودند كه باكى نيست در خون بيرون آوردن اگر چه منهى عنه است و هم چنين در بستن و ليكن از جهة ضرورت باكى نيست.
(و قال صلوات اللَّه عليه اذا اشتكى المحرم فليتداو بما يحلّ له ان ياكل و هو محرم.)
و كالصحيح منقولست از كنانى و از أبان از شيخش كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هر گاه محرم كوفتى داشته باشد پس مىبايد كه مداوا كند به چيزى كه حلال باشد محرم را خوردن مانند روغن و پيه و چربى گوشت. و ظاهرا بر سبيل استحبابست يا آن كه تا بهم رسد