لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٨٤ - حائض طواف و نماز را تأخير مىاندازد
نگفتن و در دل گذرانيدن واجب عينى است، پس حضرت فرمودند كه بعد از تلبيه زنان را به مكه معظمه مىبرند و تا داخل شوند فى الحال ايشان را مىبايد برد كه طواف و سعى و تقصير بكنند تا حج تمتع را دريابند مبادا تقصير كنند و حايض شوند و حج تمتع نتوانند كرد، و چون روز هشتم شود احرام بحج بگيرند تا حج و عمره را هر دو دريافته باشند، و اگر حايض شوند حج ايشان تمتع است و حج افراد نمىكنند يعنى در اين صورت چون عمده طوافست و هر گاه زن طواف را در پاكى دريابد اگر حايض شود ضررى ندارد، و احتمال دارد كه مراد حضرت اين باشد كه حيض سبب اين نيست كه حج افراد كنند بلكه اگر حايض داخل مكه معظمه شود سعى مىكند و تقصير مىكند و طواف را بعد از پاك شدن از حيض قضا مىكند و معنى اول اظهر است به قرينه مبادرت نمودن و زود كردن.
و محتمل است كه مراد حضرت از اين حديث معنى ديگر باشد كه زنان اوّلا احرام حج بگيرند پس اگر به مكه روند و دست بهم دهد كه به زودى عمره به جا آورند و احرام حج بگيرند و عمره را ادراك كرده خواهند بود و اگر فرصت نشود حجرا به جا خواهند آورد به نيّت اوّل و نقل نيّت از تمتع نبايد كردن به افراد و اگر تمتع ميسّر شود نقل از افراد به تمتع كنند و آن مطلوبست و اين حل بظاهر حديث اربط است و ليكن مخالف مشهور است.
و احتمال ديگر آنست كه در دل نيّت عمره مىكنند و به زبان حج مىگذرانند اگر تمتع را دريابند موافق قلب خواهد بود و اگر در نيابند و حج افراد كنند موافق زبان خواهد بود، و احتمال ديگر آن كه نيّت هر دو مىكند و تلفظ بهر دو مىكند كه اگر عمره را دريابد قصد كرده است و اگر در نيابد نيّت حج نكرده است چنانكه عكس او نيز خوبست نسبت به مفرد و قارن و اعم كه