لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٧٤ - اهل مكه تمتع به جا نمىآورند
عمر صريح قرآن و صريح قول جبرئيل و صريح قول نبى اعتبار نداشت تا عمر رفت اجماع شد نيكو تامّل كن كه كفر علماء اهل سنت ظاهرتر است از كفر عمر
[اهل مكه تمتع به جا نمىآورند]
(و لا يجوز لأهل مكة و حاضريها التّمتّع بالعمرة إلى الحجّ و ليس لهم الّا القران او الافراد لقول اللَّه عزّ و جلّ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ ثمّ قال بعد ذلك لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ و حدّ حاضرى المسجد الحرام اهل مكّة و حواليها على ثمانية و اربعين ميلا و من كان خارجا من هذا الحدّ فلا يحجّ الّا متمتّعا بالعمرة إلى الحجّ و لا يقبل اللَّه غيره)
عبارت فقه رضويست كه آن حضرت صلوات اللَّه عليه مىفرمايند كه جايز نيست اهل مكه و كسانى كه در حوالى مكهاند كه گويا در آنجا حاضرند جايز نيست ايشان را كه حج تمتع كنند و نمىتوانند بغير از حج قرآن و حج افراد كردن بلكه بر ايشان واجبست كه حج قرآن كنند يا حج افراد زيرا كه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد كه هر كه تمتع يابد به واقع ساختن عمره از محرمات احرام تا وقتى كه محرم شود بحج پس بر او لازم است آن چه ميسر باشد از هدى شترى و گاو و گوسفند پس بعد از آن گفت.
و عبارت فقه چنين است كه ثم قال عز و جل و ظاهرا تصحيف نساخ است اگر چه ممكن است كه صدوق تغيير داده باشد از جهة اشعار به آن كه فاصله هست در بيان اين دو كلام، اگر چه لفظ ثم در عبارت بر اين مطلب دلالت دارد صدوق تصريح به آن كرده است اگر چه مىتوان گفت كه دلالت ثم اصرح است و اين حج تمتع و هدى از جهة جمعى است كه از حوالى مسجد الحرام اهل مكهاند و اطراف مكه معظمه تا چهل و هشت ميل از هر