لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤٣ - ميانه روى در خرج كردن
تواند شد اگر چه به استيجار تخت روان باشد با امكان فبها و الا بروند و بيمار را بگذارند اگر در آبادانى باشد و اگر در مثل صحراى مكّه باشد كه نايستند و در ايستادن خوف فوت حج باشد و هلاك در صحراى حق ساقط و حفظ نفس واجبست، و در اين صورت بر شتر بستن مقدم است بر گذاشتن در صحرا از وجوه بسيار و اقل آنست كه اگر بميرد بر او نماز كنند و دفن كنند و در همراه بردن احتمال زيستن هست و در گذاشتن آن احتمال نيست غالبا و كالصحيح منقولست كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه در راهى مصاحب شدند با يكى از اهل ذمه از يهود و نصارى پس ذمى از حضرت پرسيد به كدام طرف مىرويد حضرت فرمودند به كوفه و ذمى به جانب ديگر مىرفت چون بر سر دو راه رسيدند ذمى به طرفى كه مىخواست روان شد حضرت نيز با او روان شدند ذمى گفت شما به كوفه مىرفتيد و راه كوفه آن راهست حضرت فرمودند كه مىدانم و ليكن چون در اين راه با هم بوديم و روانه آن طرف شدى حق صحبت اين است كه پاره راه مشايعت كنم و بر گردم و پيغمبر ما چنين فرموده است آن ذمى گفت كه از اين جهت است كه همه كس اطاعت او كردهاند و مىكنند از جهة اين افعال پسنديده گواه باش كه من بر دين توام ذمى با حضرت برگشت و چون حضرت را شناخت مسلمان شد
[ميانه روى در خرج كردن]
(و روى عبد اللَّه بن ابى يعفور عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه قال قال رسول اللَّه ٦ ما من نفقة احبّ إلى اللَّه عزّ و جلّ من نفقة قصد و يبغض الاسراف الّا فى حجّ او عمرة)
و در صحيح منقول است كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هيچ نفقه نزد حق سبحانه و تعالى محبوبتر از نفقه وسط نيست و حق سبحانه و تعالى دشمن مىدارد اسراف را مگر در حج يا عمره