لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٩ - حج رسول الله
خواهيد شد اگر خدا خواهد در حالتى كه ايمن باشيد و سرها تراشيده باشيد و تقصير كرده باشيد و خوف نداشته و ظاهر تعليق حكم بر وصفى مشعر است به علت آن وصف، عرض نمودم كه چرا رفتن به پاى خود پياده بسوى مسجدى كه مشعر الحرام است بر روى كوه بر نو حاجى واجب است يعنى مستحب مؤكد است حضرت فرمودند كه به سبب اين مستوجب دخول جنت شود و سير كردن در ميان بهشت
(و روى معاوية بن عمّار عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه قال الّذى كان على بدن النّبيّ ٦ ناجية بن جندب الخزاعى اسلمىّ و الّذى حلق رأسه صلوات اللَّه عليه يوم الحديبيّة خراش بن أميّة الخزاعى و الّذى حلق رأسه ٧ فى حجّته معمر بن عبد اللَّه بن حارث بن نصر بن عوف بن عرفج بن عدى بن كعب فقيل له و هو يحلقه يا معمر اذن رسول اللَّه ٦ فى يدك قال و اللَّه انّي لا عدّه فضلا علىّ من اللَّه عظيما و كان معمر بن عبد اللَّه يرجل شعره)
و به اسانيد صحيحه منقول است از معاويه كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه در وقت رفتن به حج چون حضرت صد شتر با خود بردند شخصى كه موكّل بود بر شتران آن حضرت ناجية بن جندب بود كه اصلش از قبيله خزاعه بود و در ميان اسلم بسر مىبرد يا بر عكس در روز حديبيه كه مانع شدند قريش حضرت و اصحاب او را و صلح نمودند كه سال ديگر مكه را خالى كنند و همه به در روند، و حضرت و اصحاب عمره قضا را به فعل آورند، و چون صلح واقع شد حضرت شتران را در حديبيه كه به تخفيف و تشديد يا هر دو جايز است گشتند و سر تراشيدند و محل شدند و كسى كه سر حضرت را تراشيدند خراش بود، و كسى كه در حج وداع