لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢ - طواف خارج حجر
ريختند پس از اين جهت بلند شد.
و دور نيست كه رعايت ارتفاع نيز كرده باشند و مشهور آنست كه در وقت ساختن ترسيد كه همه خاكها و سنگها را پس نياورده باشند و وفا نكنند تخمينا يك ذرع به اندرون رفت و آن ذراع را بيرون انداخت كه از طرف حجر چهار انگشتى بيرون افتاده است و ارتفاعش از زمين تخمينا چهار انگشت است و ظاهر است و ما بين ركن يمانى و حجر آن ذرع را كه بيرون انداختهاند سنگها را مورّب انداختهاند تا كسى بر بالاى آن راه نرود و خانه بنا بر اين كوچكتر شد و خاكها زياد آمد در اندرون انداختند پس از جهة اينها مىبايد كه نردبان بگذارند تا بالا توان رفت.
و اين حكايت از قول ابان است نه از قول معصوم چنانكه كلينى و صدوق در علل از او نقل كردهاند و ابان زمان حضرات سيد الساجدين و امام محمد باقر و امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليهم را در يافته است و از همه روايت كرده است و عظيم الشأن است.
[طواف خارج حجر]
(و صار النّاس يطوفون حول الحجر و لا يطوفون فيه لأنّ امّ اسماعيل دفنت فى الحجر ففيه قبرها فطيف كذلك كيلا يوطأ قبرها)
و چنين مقرر شده است كه بر دور حجر حضرت اسماعيل بگردند در طواف و داخل حجر نشوند زيرا كه هاجر مادر اسماعيل در حجر مدفونست بر دور حجر مىكردند تا آن كه پا بر قبر او نگذارند.
و اين مضمون در حسن كالصحيح است از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه، و حجر بمعنى فصيل است يعنى ديوار كوتاهى كه در مقابر بر دور قبر مىكشند و چون در شرع ايشان جايز بود موتى را در مسجد دفن كردن و حضرت اسماعيل مادر و دخترانش را در آنجا دفن كردند و اين