لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٢١ - باب المشي فى السفر
ماندن از ايشان زايل شد و اكثر علما تاويل كردهاند امثال اين حديث را به آن كه سابقا حج در ذمه ايشان قرار گرفته باشد ديگر بهر عنوان كه توانند مىبايد رفت، يا آن كه مراد از وجوب استحباب مؤكد است يا آن كه ثواب حجة الاسلام به او مىدهند تا وقت استطاعت زاد و راحله مرتبه ديگر بعنوان وجوب مىكند، و احاديث مؤيد هر تأويل هست كه خواهد آمد و غرض از ذكر اين حديث در اينجا دواى ماندن است از پياده روى
(و روى علىّ بن ابى حمزة عن ابى بصير عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه قال قلت له قول اللَّه عزّ و جلّ وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا قال يخرج يمشى ان لم يكن عنده قلت لا يقدر على المشي قال يمشى و يركب قلت لا يقدر على ذلك قال يخدم القوم و يخرج معهم)
منقولست در قوى كالصحيح از ابو بصير كه گفت عرض نمودم به حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه چه مراد است از قول حق سبحانه و تعالى كه ترجمهاش اينست كه خدا راست بر مردمان هر كه استطاعت داشته باشد كه بحج خانه رود فرمودند كه زاد و راحله دارد سوار شود و اگر نداشته باشد پياده بدر رود عرض نمودم كه قدرت ندارد بر پياده رفتن حضرت فرمودند كه دو سه كس شريك شوند و يك شتر بخرند و به نوبت سوار شوند گفتم بر اين نيز قدرت ندارد فرمودند كه خدمت كند جمعى را در راه به آن كه او را سوار كنند و با ايشان بحج رود و اين حديث نيز مؤوّل است به تاويلاتى كه از پيش گذشت اگر چه استحباب اظهر است و اللَّه تعالى يعلم