لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٠٣ - استظلال
كه بوى خوش داشته باشد محمد بن ابى عمير گفت كه بو مكن و مخور، و در بعضى از نسخ موافق كافى كه تاكله است اين معنى دارد كه مىتوانى خورد اين ميوها را در وقت خوردن بينى را مىگيرى كه بوى آن را نشنوى ابن ابى عمير اين را گفت و بعنوان روايت نقل نكرده و نقل صدوق به سبب اينست كه بحسب داب قدما ممكن نيست كه از پيش خود چيزى بگويند خصوصا بر سبيل جزم و فتوى تا از ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم نشنيده باشند، و مؤيد سماع آن كه در صحيح منقولست از ابن ابى عمير كه بعضى از مشايخ من گفتند كه سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه از سيب و نارنج و ترنج و ميوه سدر و هر ميوه كه خوشبو باشد مانند به و ليمو حضرت فرمودند كه دست مىگيرد بر بينى و مىخورد و ظاهرا بر سبيل استحباب باشد چنانكه منقولست در موثق از عمار كه گفت سؤال كردم از آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه آيا محرم نارنج و ترنج مىتواند خورد فرمودند كه بلى عرض نمودم كه بوى خوش دارند فرمودند كه خوردنى است بوييدنى نيست اگر چه ممكن است كه جايز باشد خوردن و نتوان بو كردن.
[استظلال]
(و روى عن عبد اللَّه بن المغيرة قال قلت لأبي الحسن الاوّل صلوات اللَّه عليه اظلّل و انا محرم قال لا قلت فاظلّل و اكفّر قال لا قلت فان مرضت قال ظلّل و كفّر ثمّ قال اما علمت انّ رسول اللَّه ٦ قال ما من حاجّ يضحى ملبّيا حتّى تغيب الشّمس الّا غابت ذنوبه معها.)
منقولست به اسانيد صحيحه و حسنه كالصحيحه كه عبد اللَّه گفت عرض نمودم به حضرت امام موسى كاظم صلوات اللَّه عليه كه آيا سايه بر سر مىتوانم انداخت بعنوان چتر يا كجاوه و تخت روان در حالتى كه محرم باشم