لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٩١ - خون دمل
دوايى چنينى واجبست كه دوايى نكند كه بوى خوش داشته باشد مثلا.
(و روى هشام بن سالم عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه اذا خرج بالمحرم الخراج و الدمل فليبطّه و ليداوه بزيت او بسمن.)
و در صحاح به بيست و پنج سند صحيح منقولست از هشام كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند و در كافى و تهذيب قال اذا خرج است و داب صدوق نيز همين است از قلم نساخ يا تعجيل افتاده است كه هر گاه بر بدن محرم بيرون آيد دمّلهاى ريزه يا بزرگ پس بايد كه بشكافند آن را به روغن زيتون يا روغن گاو و گوسفند يعنى تا ممكن است و در واقع ممكن است حضرات ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم اعلم بودهاند از جميع اطبا چنانكه متواتر است.
(و روى محمّد بن مسلم عن احدهما صلوات اللَّه عليهما فى المحرم تشقّق يداه فقال يدّهنهما بزيت او سمن او إهالة.)
و به اسانيد صحيحه كثيره منقولست از يكى صادقين صلوات اللَّه عليهما در محرمى كه دستهاى او تركد و در تهذيب تشققت است و عبارت متن را نيز به مضارع و ماضى مىتوان خواند اگر چه مؤنث سماعى است و ليكن مؤنث حقيقى نيست حضرت فرمودند كه چرب كند دستها را به روغن زيتون و روغن گوسفند و به چربى گوشت چون ضرورتست و ظاهر امر وجوبست يا استحباب يا جواز چون امر بعد از نهى است كه غالب در اين صورت اباحتست بمعنى اعم و وجوب و استحباب، و كراهت و اباحت از خارج ظاهر مىشود، مثلا اگر ترك دست بسيار باشد واجب است كه چون عاقبت چنان مىشود كه نماز را به تيمّم بايد كرد و بسيار است كه عالمى نجس مىشود به آن كه دفع ضرر مظنون واجبست عقلا و شرعا و هم چنين باقى صور