لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٨٠ - كسى كه عمره را به جا آورد و حج را معين نكند
آورد و بعد از آن قصد تمتع مىكند حضرت فرمودند كه قصور ندارد و اين معنى به عبارت أ يتمتّع انسب است و اول بحسب معنى اظهر است و اللَّه تعالى يعلم
(و روى اسحاق بن عمّار عن ابى بصير قال قلت لأبي عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه رجل يفرد الحجّ فيطوف بالبيت و يسعى بين الصّفا و المروة ثمّ يبدو له ان يجعلها عمرة فقال ان كان لبّى بعد ما سعى قبل ان يقصّر فلا متعة له)
و در موثق كالصحيح منقولست كه ابو بصير گفت به حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه عرض نمودم كه اگر شخصى حج افراد كند و چون داخل مكه معظمه شود طواف و سعى حجرا مقدم دارد و به خاطرش رسد كه رجوع كند بحج تمتع آيا جايز است چنانكه حضرت سيد المرسلين ٦ مردمان را همه امر فرمودند بنقل حج به عمره حضرت فرمودند كه اگر بعد از سعى پيش از تقصير گفته باشد عقد احرام حج كرده است حج تمتع نمىتواند كرد يعنى اگر تلبيه نگفته باشد نقل نيت مىتواند كرد.
و به همين مضمونست صحيحه معاوية بن عمار بلكه امر حضرت سيد الانبياء ٦ اصحابش را به عدول بحج تمتع كافى است و اگر كسى مخير باشد ميان اين سه نوع حج شكى نيست كه عدول مىتواند كرد بحج تمتع كه آن افضل است و اگر كسى باشد كه حج افراد يا قرآن بر او واجب باشد ابتدا حج تمتع نمىتواند كرد چنانكه ظاهر آيه و روايات بسيار است اما اگر شروع بحج افراد كرده باشد مشهور آنست كه نقل مىتواند كرد و احوط عدم نقل است اگر چه اظهر جواز نقل است و اللَّه تعالى يعلم