لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٩ - كسى به كعبه گزند نمىرساند
كه ايشان از هر قبيله طايفه جمع شدهاند و جمعى گفتند كه ايشان از يمناند تا به حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه رسيديم و خواستيم كه همين معنى را از آن حضرت بپرسيم حضرت در سايه درختى نشسته بودند خود سر كردند و فرمودند كه چون تبع كه پادشاه يمن بود و عالم گير شد و از جانب عراق برگشت علماء و فرزندان انبياء با او بودند و چون به وادى هذيل رسيد جمعى به او گفتند كه شما متوجه مكهايد و اهل مكه مدتهاى مديد است كه مردمان را فريب دادهاند و شهر خود را حرم خدا نامند و خانه كعبه را خداى خود كردهاند تبّع گفت هر گاه چنين باشد مردان جنگى آن را مىكشم و زن و فرزند ايشان را اسير مىگردانم و خانه ايشان را خراب مىكنم پس چون اراده را در خاطر جا داد هر دو چشمش از كاسه بيرون آمد و بر روى او آويخته شد پس علماء و فرزندان انبياء را طلبيد و گفت فكرى بكنيد كه چرا و چنين واقعه پيش من آمده است و ايشان را نخواستند كه او را خبر دهند تا آن كه قسم داد ايشان را يا تهديد قتل نمود ايشان گفتند چه چيز در خاطر خود در آورده گفت اين كه اهل مكه را بكشم و خانه را خراب كنم و زن و فرزندان ايشان را اسير كنم ايشان گفتند كه البته اين بلا به سبب اين نيت بد به نزد تو آمده است.
گفت چرا گفتند زيرا كه اين شهر حرم الهى است و خانه خداوند عالميان است و ساكنان اين شهر ذريّت ابراهيم خليل الرحمناند گفت راست گفتيد حال چه علاج بايد كرد ايشان گفتند كه از خاطر خود آن چه در آورده بيرون كن و نيت خوبى به ايشان كن شايد كه حق سبحانه و تعالى اين بلا را دفع كند پس چون نيت را خوب كرد حدقها به جاى خود رفت و خوب شد پس آن جماعت را به قتل در آورده كه اين سخن را به او گفته بودند و به