لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٢٢ - انداختن شپش و مانند آن
و اين هر هر دو را با هم ضم كند در اين مقام مناسبت ندارد و ممكن است كه نسخه كفّ به جاى مدّ باشد و اين تغيير از نساخ شده باشد و ليكن بعيد است.
(و الاولى انّه لا يحكّ المحرم رأسه الّا حكّا رفيقا بأطراف الاصابع.)
و اولى آنست كه محرم سر خود را نخواراند مگر هموار به سرهاى انگشتان و منقول است در موثق از ابو بصير كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هر گاه خواهى سر را بخارانى پس همواره بخاران و به ناخنها مخاران و ليكن بسر انگشتان بخاران يعنى مبادا خون در آيد يا مويى بريزد.
(و فى رواية هشام بن سالم قال قال ابو عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه اذا وضع احدكم يده على رأسه او على لحيته و هو محرم فسقط شىء من الشّعر فليتصدّق بكفّ او كعك من سويق.)
و به اسانيد متكثره صحيحه منقولست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هر گاه احدى از شما دست خود را بر سر يا ريش خود گذارد در احرام و مويى بيفتد بايد كه تصدق كند به يك كف از نان خشك يا يك كف آرد بو داده، و در تهذيب بكفّ من طعام است كه گندم و جو و خرما باشد، و در كلينى به همين عبارتست اما در اكثر نسخ بكفّين است و در بعضى از نسخ به كف است، و ظاهرا سهو از نساخ كافى شده باشد اگر چه احوط آنست كه دو كف بدهد و اظهر آنست كه كفاره در اينجا بر سبيل استحباب است چنانكه در صحيح زراره گذشت.
و در صحيح از هشيم منقولست كه گفت شخصى از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه سؤال كرد از محرمى كه از جهة اسباغ وضو