لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٨٢ - كمربند
خود مىبندد كمربندى را كه نفقهاش در آنجاست و نيكو مىبندد زيرا كه چيزيست كه سبب اتمام حجست كه اگر ببرند حج او تمام نخواهد شد و در راه هلاك مىشود، يا آن كه حفظ نفقه واجبست و ترك واجب حجرا از كمال مىاندازد.
و اين عبارت اظهر است كه حضرت باقر صلوات اللَّه عليه حال محرم را گويد، و ظاهرا لفظ يقول بعد از عليه از نساخ افتاده باشد و متعارف نبود كه ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم زر در كمر بندند: هميشه ايشان و كلاه داشتند و عبارت علل نيز خوبست اگر از نساخ چيزى نيفتاده باشد و عبارت چنين است كه ابو بصير گفت سؤال كردم از حضرت كه آيا محرم كمربندى را كه نفقه او در آنجاست بر كمر مىتواند بست حضرت فرمودند كه خوب نگاه دارد كه نفقه از تمام حج اوست و ممكن است كه دو حديث باشد و ليكن بعيد است و ضبط كلينى متّبع است رضى اللَّه تعالى عنه و عنهم.
و در صحيح از يعقوب بن شعيب منقولست كه گفت از آن حضرت صلوات اللَّه عليه سؤال كردم از محرم كه شاهيها را در جامهاش مىبندد حضرت فرمودند كه بلى كمربند و هميان نيز مىتواند برداشت.
و كالصحيح منقولست از آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه باكى نيست در پوشيدن انگشترى محرم را.
و كلينى بعد از اين گفته است كه در روايتى ديگر وارد است كه از جهة زينت نپوشد و آن روايت كالصحيح است از مسمع از آن حضرت صلوات اللَّه عليه، و از تعليلات آينده در سرمه و آينه نيز ظاهر مىشود كه از جهة زينت خوب نباشد.
و در صحيح از محمد بن اسماعيل بن بزيع منقولست كه گفت حضرت