لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٣٢ - انداختن كنه
مگر مار و عقرب و موش به درستى كه موش سر مشك را سست مىكند به خائيدن بندش و يا آن كه مشك را سوراخ مىكند و به دندان يا خاك زير مشك را بر مىدارد تا مشك مىافتد و مىدرد و خانه را بر اهلش مسوزاند، و اما عقرب به درستى كه حضرت سيد المرسلين ٦ دست كردند كه سنگى را بر دارند عقربى دست مبارك حضرت را گزيد حضرت فرمودند كه لعنت خدا بر تو باد كه هيچ خوب و بد را نمىگذارى كه ضررت به او نرسد، و مار اگر متوجه تو شود بكش آن را و اگر به تو كار نداشته باشد به او كار مدار و مار سياه مكّار را در هر حالى كه باشد بكش و كلاخ و كوركوره را كه بر پشت شتر نشسته باشند به تير و سنگ بزن، و فرمودند كه كنه شتر را از شتر مينداز، و كنه گوسفند را از شتر بينداز و قريب باين است حسن كالصحيح حلبى از آن حضرت صلوات اللَّه عليه و اجزاى اين حديث متفرق مذكور است در اخبار صحيحه
[انداختن كنه]
(و روى معاوية بن عمّار عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه قال ان القى المحرم القراد عن بعيره فلا باس و لا يلقى الحلمة.)
و به اسانيد صحيحه كثيره منقولست كه آن حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه اگر محرم كنه گوسفند را از شترش بيندازد باكى نيست و ليكن نيندازد كنه شتر را از شتر زيرا كه مأمن اوست بخلاف كنه گوسفند بر شتر كه محلش نيست و چنان است كه بر بدن آدمى در آيد و در آن صورت نيز مىتوان انداختن چنانكه گذشت.
(و فى رواية حريز عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه و انّ القراد ليس من البعير و الحلمة من البعير.
و فى رواية علىّ بن ابى حمزة عن ابى بصير قال سألته عن المحرم