لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٨ - حج سليمان ع
هارون در اينجا نماز مىكردند و اينجا مصلاى ايشان است، و همين مضمون در فقه رضوى هست.
و كالصحيح منقولست كه آن حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه حضرت داود وقوف عرفات را به جا آوردند و چون كثرت مردمان را مشاهده نمودند بالاى كوه رفتند و دعا مىكردند پس جبرئيل به نزد آن حضرت آمد و گفت پروردگارت مىفرمايد كه چرا بر كوه بالا رفتى مگر كثرت صداى ايشان مانع است از آن كه بدانم هر يك چه مقصود دارند، و چه چيز طلب مىكنند پس حضرت داود را با خود به كنار دريايى برد و در آنجا سنگى بود آن را شكافت كرمى در ميان آن سنگ بود پس به داود گفت كه خداوندت مىفرمايد كه من مىشنوم صداى اين كرم را در ميان اين سنگ در ميان اين دريا.
و در روايتى واقع است كه آن كرم اين دعا مىكرد كه اى خداوندى كه مرا فراموش نكرده و نمىكنى در ميان اين سنگ خارا در ميان اين دريا بندگان مؤمنت را ببخشا، پس توهم كردى كه صدايى بر من مخفى مىباشد و ظاهر آن است كه اين فعل را از جهة احمقان بنى اسرائيل كرده باشد و عتاب به او عتاب به ايشان باشد چنانكه مكرر گذشت و كالصحيح از معاوية بن عمار منقولست كه از ميان ركن يمانى تا ركن حجر هفتاد پيغمبر مدفونند كه از گرسنگى و تشنگى هلاك شدهاند در وقتى كه به زيارت خانه آمده بودند كه معمور نبوده است.
و كالصحيح از جابر كه حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هفتصد پيغمبر در مسجد خيف نماز كردند در ميان ركن و مقام كه حطيم است بسيارى از پيغمبران مدفونند، و حضرت آدم نيز در حرم