لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٦٣ - خلوقى كه به كعبه معظمه و به قبر حضرت سيد المرسلين
مشرّف شده است و چون به اين كس مىرسد اين كس را از گناهان پاك مىكند، و ممكن است كه مراد اين باشد كه باكى نيست كه به جامه احرامى رسد چون مشرّفست و ظهور عبارت از تشرف باشد و چون متعارف اين بود كه غسل احرام را در مدينه مشرفه مىكردند و جامه احرام را مىپوشيدند و بعد از آن بمسجد شجره مىرفتند و از آنجا احرام مىگرفتند و در وقت رفتن زيارت وداع مىكردند بسيار بود كه در آن وقت خلوق را مىپاشيدند و به جامه احرامى مىرسيد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه خلوق كعبه و خلوق قبر دو نوع باشد از بوى خوش كه هر دو زعفران و عنبر و مشك داشته باشد و خلوق كعبه را نيز بر كعبه مىپاشيده باشند در حال پاشيدن هر دو به كعبه به جامه رسيده باشد، و اول بحسب عبارت اظهر است.
و در صحيح عبد اللَّه بن سنان، و در صحيح يعقوب بن شعيب از آن حضرت نيز منقولست كه باكى نيست در آن كه خلوق كعبه به جامه محرم برسد و نمىبايد كه بشويند زيرا كه آن طهور است و لفظ طهور در حديث عبد اللَّه است و خلافى بحسب ظاهر نيست در استثناى خلوق كعبه از بوى خوش محرم.
و در صحيح از هشام بن حكم منقولست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه باكى نيست در بوى خوشى كه عطاران مىفروشند در ميان صفا و مروه و در كار نيست كه بينى را بگيرد كه آن بو را نشنود بلكه نگيرد.
(و ساله سماعة عن الرّجل يصيب ثوبه زعفران الكعبة و هو محرم فقال لا باس به و هو طهور فلا تتّقه ان يصيبك.)
و در موثق از سماعه منقولست كه گفت از آن حضرت صلوات اللَّه عليه