لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٠ - كسى به كعبه گزند نمىرساند
زيارت خانه آمد و خانه را جامه پوشانيد و هر روز صد شتر كشت در سى روز كه سه هزار شتر باشد تا آن كه امر كرد كه كاسهها را پر از گوشت كنند و از جهة درندگان بر سر كوهها برند و از جهة وحشيان دانه و علف بسيار در صحرا ريختند كه حيوانات و وحوش و طيور همه از او بهرهمند شدند و بعد از آن از مكه معظمه به مدينه مشرفه آمد و جمعى از قبيله غسّان را در آنجا جا داد و اين جماعت انصارند.
و در روايتى ديگر وارد شده است كه جامه كعبه را از پوست كرد و خوشبو ساخت
(و روى انّه ذبح له ستّة آلاف بقرة بشعب بن عامر و كان يقال لها مطابخ تبّع حتّى نزلها ابن عامر و اضيفت اليه فقيل شعب ابن عامر و لم يكن تبّع مؤمنا و لا كافرا و لكنّه كان ممّن يطلب الدّين الحنيف و لم يملك المشرق الّا تبّع و كسرى)
و مرويست كه از جهة تبّع شش هزار گاو كشتند در دره ابن عامر و قبل از آن كه در آن دره نزول كند آن دره را مطابخ تبع مىگفتند به اعتبار كشتن آن گاوها و پختن آنها در آن درّه و چون ابن عامر در آنجا نزول كرد و منسوب به او شد و شعب ابن عامر مىگويند الحال، و تبّع مؤمن نبود و كافر معاند نبود و طالب دين حق بود يا طالب دين حضرت ابراهيم بود و مىدانست كه آن چه در دين آن حضرت داخل كردهاند از دين آن حضرت نيست و مالك كل زمين مشرق نشد، يعنى ايران و توران را پادشاه نشد مگر تبّع ملك و خسرو پرويز يا نوشيروان و اولاد او تا يزدجرد بن شهريار و از او منتقل شد به اهل اسلام
(و قصده اصحاب الفيل و ملكهم ابو يك سوم ابرهة بن الصّبّاح الحميرى ليهدمه فارسل اللَّه عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ