لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧٣ - زمانى كه مىشود حيوان را زد
فقال لها تعست تقول تعس اعصانا للرّبّ)
و به اسانيد كالصحيحه يا صحيح على الظاهر از سليمان جعفرى منقولست كه آن حضرت فرمودند كه هر گاه چهار پاى سوارى بسر درآيد و سواره بگويد كه تعست يعنى هلاك شوى و بميرى اى حيوان مىگويد كه از ما و تو هر كدام عصيان الهى صادر شود يا بيشتر كرده باشيم آن هلاك شود و اشعارى دارد بر آن كه تو مخالفت الهى كردى كه من بىگناه را نفرين مىكنى، و غرض صدوق از ذكر اين حديث در اينجا آنست كه لغزيدن سبب ضرب نيست رم كردن سبب ضربست و دلالت ندارد و چون ممكن است كه از دشنام بيشتر از زدن متأثر شود و زدن بايد نه دشنام با آن كه اينها وقتى است كه قياس و استحسان حجت باشد خصوصا در برابر نصوص احاديث، و در نسخه مصحح محاسن به جاى تعس انتكس است يعنى بسر در رود آن كه عصيان الهى بيشتر كند و در كافى تعس است و انسبست به آيه كريمه فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ يعنى اگر كسى بر شما ستمى كند شما را جايز است تلافى بمثل اگر چه انتكس ضررش كمتر از تعس است و كمتر بهتر است و محتمل است كه مراد حيوان اين باشد كه مىبايد سواره عبرت گيرد به آن كه حيوانى كه مكلف نيست و بىاختيار از سر در مىرود اگر خوف ضرر مالى نباشد او را مىخواهى بكشى فكر نمىكنى كه با خود عتاب كنى كه از تو عثرتى چند صادر شده است كه حساب آن نمىتوانى كرد پس از لغزش آن عبور كن به لغزشهاى خودت
(و قال علىّ صلوات اللَّه عليه فى الدّوابّ لا تضربوها الوجوه و لا تلعنوها فانّ اللَّه عزّ و جلّ لعن لاعنها)
و از آن حضرت صلوات اللَّه عليه منقولست كه بر روى چهارپايان نزنيد