معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢١٥ - گفتار استاد جوادى آملى و استاد مصباح در توضيح روش علامه طباطبايى
سپس در ادامه مىنويسد:
تفسير اهلبيت پيامبر (ص) نيز به واسطه حديث متواتر ثقلين و غير آن، به تفسير پيامبر ملحق مىشود، به خلاف بيانات بقيه امت يعنى صحابه و تابعين و ساير علما كه دليلى بر حجيت آن نداريم زيرا نه آيه محل بحث شامل آن مىشود و نه نصّ قابل اعتماد ديگرى داريم كه حجيّت بيانات آنان را به نحو مطلق، اقتضا كند.[١]
ج. ذيل آيه دوم سوره جمعه: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ كه رسول گرامى را بهعنوان «معلم» معرفى مىكند با صراحت تمام مىنويسد:
تعليم كتاب، عبارت است از تبيين الفاظ آيات و تفسير مشكلات آن، در مقابل تعليم حكمتى است كه عبارت مىباشد از معارف حقيقيهاى كه قرآن، متضمّن آن است.[٢]
اين بيان نيز بهخوبى دلالت دارد كه نور بودن و تبيان كل شيء بودن آيات قرآنى در نظر مرحوم علامه (ره) به نحوى است كه با ابهام و اجمال داشتن الفاظ تعدادى از آيات و مشكل بودن مجموعه ديگرى از آيات و در نتيجه با نيازمندى اين دو سرى، به تبيين و تفسير معصوم، تنافى ندارد.
د. در كتاب «قرآن در اسلام»: روش صحيح تفسير را «تفسير آيه با استمداد از تدبّر و استنطاق معنى آيه از مجموع آيات مربوطه و استفاده از روايت در مورد امكان»[٣] معرفى مىكند و بهصراحت بهرهگيرى از روايات را در موارد ممكن (يعنى مواردى كه روايت از سند معتبرى برخوردار باشد) نه تنها با تفسير صحيح منافى نمىداند، بلكه آن را از شرايطش به حساب مىآورد.
گفتار استاد جوادى آملى و استاد مصباح در توضيح روش علامه طباطبايى
سه عبارت استاد جوادى عبارت است از:
[١] . همان.
[٢] . همان، ج ١٩، ص ٢٦٥.
[٣] . سيدمحمدحسين طباطبايى، قرآن در اسلام، ص ٦١.