معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢١٤ - روش عملى علامه طباطبايى در تفسير الميزان
خواسته با آن خرافه نيز مبارزه كند و در نتيجه صيغه امر وارد در وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها امرى است ارشادى؛ ارشاد به كارى كه با غرض عقلايى هماهنگ است يعنى ورود در خانهها از طريق درهاى آن.
بنابراين دو جمله صدر آيه در مقام بيان دو حكم جدا از هم هستند، يعنى هيچ پيوند محتوايى بين دو فقره قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وجود ندارد، بلكه صرفاً به تناسب يادى از زمان حج، از يكى از خرافات ايام حج نيز نهى شده است؟
شكى نيست كه اين دو احتمال در ظهر و ظاهر آيه مطرح است و وقتى انسان، به روايات شأن نزول مراجعه مىكند، مىبيند كه احتمال دوم اختيار شده است و اين در حالى است كه به حسب ظاهر با هيچ آيهاى از آيات قرآن، اين تشابه برطرف نمىشود حتى مرحوم علامه (ره) كه مبناى «استقلال قرآن در تفسير» منسوب به ايشان است و در روش «تفسير آيه به آيه» مهارت دارد، در ذيل اين آيه تصريح مىكند:
اگر نصّ و روايتى در كار نبود، ما وجه اوّل (كنايى بودن) را اختيار مىكرديم ولكن «ثبت بالنّص» كه اين آيه ناظر به آن خرافه جاهلى است.[١]
اكنون سؤال اين است كه اگر ما بر اساس روايت، احتمال دوم را اختيار كنيم- چنانكه مرحوم علامه اينگونه عمل كرده است- آيا به بيراهه رفتهايم و با «تبيان كل شيء» بودن قرآن، مخالفت كردهايم؟
ب. ذيل آيه ٤٤ سوره نحل: ... وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ كه رسول مكرم را مبيّن و مفسّر قرآن مىداند، بهصراحت مىنويسد:
اين آيه بر حجيت قول پيامبر (ص) در تبيين آيات قرآنى دلالت دارد (چه آنكه از متشابهات باشد و يا غير آن) و اينكه بعضى آن را مخصوص متشابهات مىدانند و يا مىگويند مربوط به تأويل و اسرار كلام الله است، سخنى است كه شايسته براى شنيدن نمىباشد.[٢]
[١] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٢، ص ٥٦. لازم به يادآورى است كه ما در مقام بيان تماميت يا عدم تماميت مختار و بيان مرحوم علامه نيستيم.
[٢] . همان، ج ١٢، ص ٢٦١.