معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢١٦ - گفتار استاد جوادى آملى و استاد مصباح در توضيح روش علامه طباطبايى
١.
مرحوم علامه (قدس سره) سيرى طولانى و عميق در سنت مسلّمه معصومين (عليهم السلام) داشتند و لذا هر آيه كه طرح مىشد طورى آن را تفسير مىكردند كه اگر در بين سنت معصومين (عليهم السلام) دليل يا تأييدى وجود دارد از آن بهعنوان استدلال يا استمداد بهرهبردارى شود و اگر دليل يا تأييدى وجود نداشت، به سبكى آيه محل بحث را تفسير مىنمودند كه مناقض با سنّت قطعى آن ذوات مقدسه نباشد؛ زيرا تباين قرآن و سنت، همان افتراق بين اين دو حبل ممتدّ الهى است كه هرگز جدايىپذير نيستند لن يفترقا حتّى يردا على الحوض.[١]
٢.
هرگز قرآن بدون توجه به تفسير و تبيين اين طائفه، حق او فهميده نمىشود؛ زيرا اين تفكيك همان افتراقى است كه پيامبر اكرم به نفى آن خبر داد و او رسول امينى است كه از هوا سخن نمىگويد و اگر جايى قرآن، حضور ظاهرى داشت و عترت طاهره غايب بودند يا اينان حضور ظاهرى داشتند و قرآن كريم غايب بود، اطمينان حاصل مىشود كه هر دو غايبند؛ زيرا معيّتِ با هم و عدم افتراق از هم، در نحوه وجود قرآن و عترت مأخوذ است. بارى چون بهترين شناخت قرآن، معرفت اين طبقه است، بهترين تفسير نيز تفسير اين گروه خواهد بود.[٢]
و در ادامه مىنويسد:
قرآن كه نور مبين است در كمال وضوح، پيامبر اكرم و اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) را مرجع فهميدن معارف و حدود قوانين و مانند آن قرار داده و چون حجيت كلام خداوند ذاتى است مىتواند دليل اعتبار سخن و سنت معصومين (عليهم السلام) واقع شود؛ پس قرآن كه حجت بالذات است، سند حجيت سنت خواهد بود و هرگز نمىتوان با قطع نظر از سنت معصومين (عليهم السلام) به همه حدود و احكام الهى راه يافت و به معارف قرآن كريم آشنا شد.[٣]
قابل توجه است كه بيان حضرت استاد فقط اين نيست كه سنت معصومين،
[١] . سرچشمه انديشه، ج ١، صص ٢٣١- ٢٣٠.
[٢] . همان، صص ٤٢٢- ٤٢١.
[٣] . همان، صص ٤٢٥- ٤٢٤.