منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٤٣ - چكيده سبب اخير
اين دو كانال، به خليفه اجازه داد كه با اهرم ترساندن صحابه و به سكوت واداشتن آنها، براى خود هر علمى را ادعا كند. اينكه در آغاز، به صحابه اجازه داد اجتهاد ورزند و در برابر اجتهادات و نظراتِ شرعى آنها نرمش نشان مىداد، نخستين گام خليفه براى نزديك شدن به هدف بود؛ چراكه ميان اين دسته از صحابه كسانى وجود داشتند كه شأن و علم و سابقهشان كمتر از خليفه بود (مانند ابوهُرَيره، سَمُرَة بن جُنْدَب و ...) ازاين رو صحيح انگاشتن رويه آنها به طريق اولى مستلزم صحيح دانستن نظر خليفه به شمار مىرفت؛ زيرا اگر خليفه برتر از آنها دانسته نمىشد كمتر از آنها كه نبود!
افزون بر اين، در مجالس فقهى- كه خليفه برگزار مىكرد- سود اول و آخر از آنِ خليفه مىشد؛ زيرا روى ديگر گشودن باب اجتهاد براى صحابه، خطاى آنها بود و تخطئه بعضى از آنها به وسيله بعض ديگر. اين كار براى حكومت بسيار سودمند مىافتاد چراكه قوىترين توجيهات عقلى را براى خطاهاى عُمَر پديد مىآورد و آنان نمىتوانستند بر خطاى عُمَر ايراد گيرند؛ زيرا شاهد ديگر خطاهاى ناشى از اجتهاد و رأى بودند و خود در آنها شركت داشتند.
در اينجا نبايد نقش منع از تدوين و سانسور شديد صُحُف را نزد صحابه، از ياد بُرد؛ چراكه اين كار منطقه فراغى را در تشريع پديد آورد كه جز با اجتهاد پُر نمىشد، همان اجتهادى كه خليفه مىخواست و در وراى برنامه منع تدوين در پى آن بود.
ج) بعضى از صحابه با پرسشهايى عُمَر را امتحان مىكردند و با يادآور شدن خطاهاى وى سراسيمهاش مىساختند. حكم يك مسئله را در زمانهاى مختلف از او مىپرسيدند تا او را بر تناقضگويى در جوابهايش واقف سازند.
عُمَر از دستاندازىهاى آنان آزرده خاطر مىشد، به كسى كه مسئلهاى را از او پرسيد كه قبلًا از پيامبر پرسيده بود و جواب آن را مىدانست، گفت: دستت بشكند!
چيزى را كه از پيامبر پرسيدى از من سؤال مىكنى تا مرا مخالف با پيامبر نشان دهى[١]؟!
[١] . الآحاد والمثانى ٣: ٢٢٨، حديث ١٥٨٩؛ المعجم الكبير ٣: ٢٦٢، حديث ٣٣٥٣؛ نيز نگاه كنيد به: مصنّف ابن ابى شيبه ٣: ١٧٤، حديث ١٣١٨١؛ شرح معانى الآثار ٢: ٢٣٢.