منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٣٢ - موضع اهل بيت در برابر گسترش اجتهاد محورى
نه منصبى را كه به عهده اوست، شايسته است، آنچه را خود نپذيرد علم به حساب نيارد، و جز مذهب خويش مذهبى را حق نشمارد، اگر حكمى را نداند آن را بپوشاند تا نادانىاش نهفته بماند، خون بىگناهان از حكمِ ستمكارانه او در خروش است، و فرياد ميراث بر باد رفتگان همه جا در گوش. گله خود را با خدا مىگويم از مردمى كه عمر خود را به نادانى به سر مىبرند، و با گمراهى رخت از اين جهان به دَر مىبرند[١].
و سخن آن حضرت كه فرمود:
إنّما بَدْءُ وقوعِ الفِتَنِ أهواءٌ تُتَّبَعُ، وأَحكامٌ تُبْتَدَعُ، يُخالَف فيها كتابُ الله، وَيَتَوَلَّي عليها رجالٌ رجالًا علي غير دينِ الله، فَلَو أَنَّ الباطلَ خَلَصَ مِن مِزاجِ الحقّ لم يَخْفَ عَلَي المُرتادين، ولو أنّ الحقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الباطل انْقَطَعَتْ عنه أَلْسُنُ المعاندين، ولكن يُؤخَذْ مِن هذا ضِغْثٌ ومِن هذا ضِغْثٌ فيُمزَجان، فهنالك يَسْتَوْلي الشيطانُ عَلَي أوليائه ويَنْجُو الّذينَ سَبَقَت لَهُم مِنَ الله الحُسني؛
همانا آغاز پيدايش فتنهها، پيروى خواهشهاى نفسانى است و نوآورى در حكمهاى آسمانى. نوآورىهايى كه كتاب خدا آن را نمىپذيرد و گروهى از گروه ديگر يارى خواهد تا بر خلاف دين خدا، اجراى آن را بر عهده گيرد. پس اگر باطل با حق در نياميزد، حقيقت جو آن را شناسد و داند؛ و اگر حق به باطل پوشيده نگردد، دشمنان را مجال طعنه زدن نماند، ليكن اندكى از اين و آن گيرند، تا به هم درآميزد و شيطان فرصت يابد و حيلت برانگيزد تا بر دوستان خود چيره شود و از- راهشان به در بَرَد- امّا آن را كه لطف حق دريافته باشد، نجات يابد و راه حق را به سر بَرَد[٢].
آرى، رأى و تأويل، از نخستين مفهومهايى بودند كه در شريعت داخل شدند و ميانشان خلط روى داد؛ مقصودشان از «رأى» تأويل بود و از «رأى تأويل» اجتهاد.
[١] . نهج البلاغه( شهيدى)، خطبه ١٧؛ شرح نهج البلاغه ١: ٢٨٣.
[٢] . نهج البلاغه( شهيدى)، خطبه ٥٠؛ شرح نهج البلاغه ٣: ٢٤٠.