منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٦٨ - موضع امام على عليه السلام
و اين چنين، در شريعت دو مكتب متباين شكل گرفت:
گروهى كه نماينده آنها امام على عليه السلام و پيروانِ اويند؛ مانند عبدالله بن عبّاس، عمّار بن ياسر، ابوذر، سلمان و ... و در دورههاى بعد، امام حسن عليه السلام، امام حسين عليه السلام، امام سجّاد عليه السلام و ديگر امامان اهل بيت عليهم السلام.
و گروه ديگر كه نمايندهشان ابوبكر و عمر و عثمان و معاويه و پيروان آنهاست؛ مانند عمرو بن عاص و فرزندش، عبدالله بن عمر، ابو هُرَيره، سَمُرَة بن جندب، هِشام بن عبدالملك، ابو جعفر منصور، هارون رشيد ... وديگر حاكمان بنىاميّه وبنى عبّاس.
آنان كه به رأى قائل شدند، اجتهاد و تأويل باطل را براى بيرون آمدن از تنگناهاى سخت، به كار گرفتند:
ج به اجتهاد و تأويل دست يازيدند تا براى ابن ملجم- قاتل امام على عليه السلام- عذر بتراشند و راه چارهاى بيابند، با اينكه وى از صحابه نيست!
ج يزيد را در قتلِ امام حسين عليه السلام معذور دارند.
ج براى ابو العاديه در كشتنِ عمّار عذر آورند.
ج معاويه را معذور دارند كه امام حسن عليه السلام را سمّ خوراند.
ج عثمان را معذور دارند كه قرآنها را به آتش كشيد.
ج عُمَر را معذور دارند كه كتابهاى حديث را سوزاند.
ج براى ابوبكر عذر بتراشند به جهت تأويلاتى كه درباره قتل مالك و زناى خالدبن وليد با زنِ او، بر زبان آورد.
در نتيجه، چون خلفا قانونگذارى كردند، نظريه جواز تقديم مفضول با وجود فاضل پديد آمد. معاويه، يزيد، مروان و پسران او همه مفضولاند، ليكن مصلحت اقتضا مىكرد كه مفضول بر فاضل مقدّم شود.
اكنون اشارهاى داريم به بخشى از ستمى كه اهل بيت به خاطر استوارى و پاىفشارى بر عقيدهشان (و ابقاى دين به دور از آميختگى و بدعت) متحمّل شدند.