منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٢٧٤ - نمونههايى از گستره دو مكتب
عُمَر گفت: روى سخنم با شما نيست! مىترسم پس از من گروهى بيايند كه ميان عصر و مغرب نماز گزارند تا آنجا كه به ساعتى كه پيامبر از نماز در آن نهى كرد [هنگام غروب] درآيند؛ چنان كه ظهر و عصر را به هم وصل كردند[١].
* از ابو ايّوب انصارى روايت شده كه وى پيش از خلافت عمر، بعد از عصر، دو ركعت نماز مىگزارد؛ و چون عمر خليفه شد آن را ترك كرد، و آن گاه كه عمر درگذشت، دوباره آن نماز را به جا آورد!
به او گفتند: اين چه رَويهاى است؟
گفت: عمر هركس آن دو ركعت را مىخواند، مىزد[٢].
* در سنن بيهقي به نقل از زيد بن ثابت هست كه گفت:
هنگامى كه ابوبكر اهل يَمامه را كشت، به من دستور داد كه زندگان از مردگان ارث برند، و بعضى از اموات از بعضِ ديگر ارث نبرند[٣].
در حديث ديگر آمده است كه گفت:
در شبهاى طاعونى، در قبيله عمواس (كه قبيله- همه- مُردند و قوم ديگرى اموالشان را ارث بردند) عُمَر به من دستور داد كه زندگانى را از مردهها ارث دهم، و بعضى از مردهها را وارثِ بعض ديگر ندانم[٤].
اين حقايق تاريخى- به روشنى تمام- نشانههاى اختلاف را ميانِ صحابه مىنماياند و اينكه بيشتر اين اختلافها در فقه و احكامِ شرعى جزئى است، و عمر با تطبيق سياستِ
[١] . المعجم الأوسط ٨: ٢٩٦، حديث ٨٦٨٤؛ مجمع الزوائد ٢: ٢٢٢ و ٢٢٣.
[٢] . سنن بيهقى ٦: ٢٢٢، حديث ١٢٠٣٠( و به نقل از آن در كنز العمّال ١١: ٢٣، حديث ٣٠٤٦٨؛ و بنگريد به، مصنّف عبدالرزّاق ٢: ٤٣٣، حديث ٣٩٧٧؛ المحلّى( ابن حزم) ٣: ٣؛ التمهيد( ابن عبدالبر) ١٣: ٣٧.
[٣] . مصنّف عبدالرزّاق ١٠: ٢٩٨؛ و به نقل از آن در كنز العمّال ١١: ٢٣، حديث ٣٠٤٦٧.
[٤] . سنن بيهقى ٦: ٢٢٢، حديث ١٢٠٣١( و به نقل از آن در كنز العمّال ١١: ٢٥، حديث ٣٠٤٧٩)؛ و نگاه كنيد به: مصنّف عبدالرزّاق ١٠: ٢٨٨.